شما به ائتلاف اسلامی چگونه مینگرید و آیا به نظر شما این ائتلاف نقش خود را با توجه به مسئولیتهای مطرحشده، انجام داده است؟
یکی از اشتباهات بزرگ در طی حوادث، حکمفرما شدن بُعد حزبی بر رهبران ملیگرا بود، در حالی که میدانیم اکثر قریب به اتفاق رزمندگان و مدافعان و آنهایی که مسئولیتی در درگیریها به عهده داشتند، غیرحزبی بودند. این تفاوت، عقدههایی پدید آورد که به نابسامانی در صف ملی انجامید. این صف و همپیمانی ملی در روز سقوط حکومت نظامی به زیباترین شکل تجلی پیدا کرد. از این رو، میگویم ائتلاف اسلامی در واقع ادامه نشست عرمون یا ادامه بخشی از آن بود و تلاش طبیعی افرادِ غیرحزبی، برای به عهده گرفتن مسئولیتهای سیاسی خود به شمار میرفت.
بر این اساس، میتوانیم نقش ائتلاف را ارزیابی کنیم و بگوییم با توجه به مسئولیتهای مطرحشده نقش مثبت ایفا کرده است.
آیا فکر میکنید خطرهایی که لبنان را فراگرفته بود، از بین رفته است؟ آیا آرامشی که لبنان امروز مشاهده میکند، صلح حقیقی است یا صرفاً آتشبسی خطرناک است؟ بهویژه آنکه تاکنون هیچ توافقی درباره مسائل اختلافی حاصل نشده است.
به نظر من مشکل لبنان دوباره به درگیری نظامی نخواهد انجامید؛ به دو علت :
اوّل. حضور نظامی عربی، یعنی نیروی بازدارنده عربی؛ دوم. فضای مناسب بینالمللی درباره منطقه.
امّا واقعیت این است که مشکل لبنان به پایان نرسیده و در حال فعل و انفعال است و این فعل و انفعال خاموش، خطرناکتر از جنگ و درگیری است و باید آن را برطرف کرد.
آیا فکر میکنید جبهه لبنان واقعاً میخواهد با فعالیتهای روشنِ تجزیهطلبانه خود، لبنان را تجزیه کند؟ (تجزیه دانشگاه و فرودگاه و ...)
تا آنجا که من اطلاع دارم، اکثر مسیحیان و بهطور مشخص مارونیان، خواهان تجزیه نیستند، امّا درمورد رهبران، تردیدی نیست که تلاشهایی برای به دست آوردن پایگاهی مردمی در جریان است و رقابت میان این رهبران، بر تنش و درگیری استوار است و این تنش در اثر حوادث پدید آمد. از این رو، موضع رهبران مسیحی بسیار خطرناک و بسیار پیچیده است.
پس از به قدرت رسیدن لیکود، روشن شد که منطقه به سوی جنگ پیش میرود و این امر، مسئولیت شدت بخشیدن به مبارزات خود در سرزمین اشغالی را بر دوش مقاومت فلسطین میگذارد. آیا فکر نمیکنید وظیفه همه نیروهای لبنانی است که این نقش را درک کنند و به مقاومت آزادی حرکت بدهند؟
مسئله اوجگیری مبارزات فلسطینی در سرزمین اشغالی، مسئلهای همیشگی است و به وضعیت خاصی اختصاص ندارد. مگر انقلاب ویتنام را به یاد ندارید؟ رهبران انقلاب در پاریس مذاکره میکردند و انقلابیان نیز فعالیت خود را ادامه میدادند.
حقیقت این است که یکی از عوامل بحران لبنان، اوج نگرفتن مبارزه در داخل سرزمین اشغالی است که سبب شد برخی از نیروهای فلسطینی به درگیریهای لبنانی کشیده شوند، البته بهطور کلی باید پذیرفت که سران فلسطین از خود دفاع میکردند.
قبلاً نیز گفتهام که روابط لبنانی- فلسطینی را باید در پرتو حقایق ساماندهی کرد. منظورم این
