آوارگان نبعه بازگشتهاند. هرچند بازگشت آنها به پایان نرسیده، ولی ادامه دارد. درمورد محلههای لبنان، افزون بر نبعه و رأس الدکوانه که بخش لبنانیِ تل الزعتر است، کرنتینا و مسلخ نیز باقی ماندهاند. تا آنجا که من اطلاع دارم، دولت برای بازگرداندن همه آوارهشدگان طی یک دوره، جدی است و هیچ تبعیضی درمورد آنان قایل نیست، زیرا بر این عقیده است که آوارهشدگی، تجزیه جمعیتی است، که دولت با آن مخالف است.
شنیدیم که دولت تکنوکرات استعفا کرده است. درباره دولت آینده چه میگویید و مشکل دولتی که شما برای لبنان یکپارچه پیشنهاد میکنید، چگونه است؟
من فکر نمیکنم دولت به این زودی استعفا دهد. با توجه به اینکه وفاق سیاسی در ماه گذشته صورت گرفته است، گسترش این دولت و ورود چند وزیر در آن در این شرایط منطقیتر است.
ولی برخی منابع رسمی تأیید کردهاند که دولت طی روزهای آینده استعفا خواهد کرد.
فکر نمیکنم (و با شوخی ادامه میدهد :) مگر آنکه چیزی باشد که من از آن بیاطلاعم.
توافقنامه قاهره هنوز سلاحی در دست جبهه لبنان است، بهویژه در این روزها. نظر شما درباره این توافقنامه چیست و چه ابهاماتی دارد؟
روابط میان انقلاب فلسطین و مقامات لبنانی باید به هر نحوی ساماندهی شود. این روابط هم به مصلحت انقلاب فلسطین است و هم به مصلحت لبنان و دشمنان آن دو را خلع سلاح میکند.
امّا ابهامات این توافقنامه، که به نظر من مانع اجرای آن شده است، این است که این توافقنامه، بر واقعیتها تکیه نداشته و هنگام امضای آن، ارادهای برای اجرای آن وجود نداشته است. از این رو، هیئت مأمور ساماندهی روابط، که در حال حاضر کمیته چهارجانبه یا جانشین آن است، باید به این مشکل بهطور ریشهای اهتمام ورزد و تفسیری از آن ارائه کند که چهبسا به منزله توافقنامهای جدید باشد که درمورد ساماندهی این روابط، واقعگراتر است. افزون بر آن، میدانیم که مقاومت فلسطین نیز به نوبه خود باید برای ساماندهی امور و روابط خود تلاشی فشرده از خود نشان دهد، زیرا در حال عبور از خطرناکترین مرحله از تاریخ خود است.
طرحی درباره شکلگیری جبهه ملی فراگیر متشکل از احزاب ملیگرا و ترقیخواه لبنانی وجود دارد. نظر شما درباره این طرح چیست و آیا تحولات جدیدی در این زمینه رخ داده است؟
بدون تردید هرکس اخبار لبنان را دنبال کند، تحولات این ایده را بهروشنی درمییابد. من شکلگیری این جبهه را بعید نمیدانم. به نظر من این جبهه باید در چارچوب قواعد مبارزاتی روشن و بهدور از روحیه قبیلهگرایی، که در ابتدای بحران بر جبهه ملی حکمفرما بود، باشد؛ همچنانکه اصول و اهداف و بهویژه ابزارها باید در اساسنامه این جبهه روشن شود. تلاش برای دور کردن رنگ فرقهای از جبهه، یکی از مهمترین عوامل موفقیت آن است.
بهطور کلی وجود جبههای سیاسی که به دنبال فعالیت مردمی باشد و رئیسجمهور، جناب الیاس سرکیس بر آن تکیه داشته باشد، ضرورتی است که جای تردید در آن نیست.
