مکان و تاریخ : قاهره، 27/5/1977.
مناسبت : دیدار امام صدر از قاهره به دعوت رئیسجمهور انور سادات.
منبع : روزنامه الأهرام قاهره، 27/5/1977
گزیدهای از متن
هفته گذشته امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، وارد قاهره شد. روز یکشنبه گذشته، رئیسجمهور محمد انور سادات او را به حضور پذیرفت و با او تحولات اوضاع لبنان و بهویژه جنوب را، که اسرائیل از درگیریهای موجود در آن به نفع خود سوءاستفاده میکند، بررسی کرد. در دیداری که با امام صدر داشتیم، درمورد جوانب اختلاف و وحدت میان مذاهب اهلسنت و مذاهب شیعه و دیدگاه او درباره نزدیکسازی میان مذاهب و چگونگی مقابله با فتنه فرقهای که اسرائیل در صدد شعلهور کردن آن میان شهروندان لبنانی است، بحث و گفتوگو کردیم.
امام موسی صدر میگوید : ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که منظور از مذاهب اهلسنت، مذاهب فقهی معروف، حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و اباضی و ظاهری و نیز مذاهب کلامی اهلسنت، همچون اشاعره و ماتریدیه است. منظور از مذاهب شیعه نیز مذهب جعفری یا امامیه دوازده امامی و زیدیه و اسماعیلیه است. هیچ اختلافی میان این مذاهب در اصول بنیادین اسلام، همچون ایمان به خداوند و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز بازپسین با همه جزئیات آنها وجود ندارد.
همه شعایر اسلامی نیز با تمام جزئیات، میان مسلمانان مورد اتفاق است. افزون بر آن، سرچشمههایی که اندیشه و نگرش اسلامی از آنها سیراب میشود، یکی است که عبارتاند از : قرآن کریم، سنت پاک نبوی، اجماع امت، و حتی عقل. از این رو، اصطلاحی که در سؤال به کار رفت، یعنی مذاهب شیعه، درست و دقیق است و بهتر است از اصطلاح فرقه شیعه که در لبنان به کار میرود.
امّا وجوه تمایز - و نمیگویم اختلاف- میان مذاهب این است :
در فقه، مذهب شیعه افزون بر قرآن کریم و سنت نبوی و اجماع و عقل، به احادیث اهلبیت و روایاتی که بیانگر سخنان و سیره آنان باشد و همچنین تأییدات آنان نسبت به برخی امور و تقریر آنان نیز استناد میکند، در حالی که سایر مسلمانان به آرای اصحاب تمسک میکنند. در اینجا باید بر دو نکته تاکید کنم :
1. بسیاری از اصحاب مورد قبول و اعتماد شیعه هستند و این مسئله وجوه تمایز را کم میکند، زیرا برطبق آن، برخی از امامان صحابه و برخی از صحابه، امام به شمار می آیند.
2. امامان دوازدهگانه، در دورهای سرنوشتساز از تاریخ اسلام، نقشی فعال در غنا بخشیدن به فقه و تفکر شیعه داشتهاند و این مسئله عامل اصلی بازماندن راه اجتهاد است، بهگونهای که درباره فتوا
