گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 262

مرحله را تا سقوط دامور و سفر رئیس‌جمهور فرنجیه به سوریه و صدور بیانیه ریاست‌جمهوری، که در آن زمان، سند قانون اساسی نامیده شد، ادامه دادند. طبق سند قانون اساسی، آقای سلیمان فرنجیه، به عنوان نماینده جناح راست لبنان، بر عربی بودن لبنان و وحدت آن و مسئولیتی که در قبال مقاومت فلسطین بر عهده دارد و همچنین بر وحدت ارضی لبنان تأکید کرد.

مرحله دوم پس از آن آغاز شد؛ یعنی وقتی که احساس کردند چپ‌گرایان لبنانی و فلسطینی و یک گروه مستقل لبنانی می‌خواهند درگیری‌ها ادامه یابد تا زمینه‌ساز تجزیه لبنان شود و بدین‌ترتیب، لبنان از تعاملات ملی خود دور شود. اینجا بود که شیعیان و بلکه همه مسلمانان غیروابسته به حزب و در رأس آن‌ها مفتی اهل‌سنت، شیخ حسن خالد، موضعی نو گرفتند؛ یعنی مخالفت با درگیری‌ها و تأکید بر ضرورت پایان یافتن جنگ و برقراری آشتی ملی.

از این رو، میان آن‌ها و شیعیان و برخی از چپ‌گرایان تندرو، اختلافات و درگیری‌هایی به وجود آمد؛ همچنین اتهامات غیرمنصفانه‌ای نیز به شیعیان نسبت داده شد که با کمال تأسف ذکر پاره‌ای از این اتهامات به روزنامه‌های مصری نیز سرایت کرد، در حالی که شیعیان تاکنون از حمایتِ مقاومت فلسطین دست نکشیده‌اند، به‌ویژه پس از آنکه درگیری‌ها به جنوب کشیده شد.

مردم جنوب که بیشترشان شیعه هستند، اسلحه به دوش دارند؛ ولی هجوم به شیوه راست‌گرایان را که زمینه‌ساز تعامل میان لبنانیان و اسرائیل بود، نمی‌پذیرند.

نظر شما درمورد جناح چپ لبنان و چپ‌گرایان جهانی چیست؟ موضع کنونی آن‌ها چیست؟

موضع‌گیری نسبت به چپ‌گرایان کنونی دشوار است. موضع کمونیست‌های لبنانی در مرحله دوم از جنگ لبنان، موضعی مشکوک بود که نزدیک بود آنان را عنصری دخیل در توطئه در کنار راست‌گرایان تندرو قرار دهد.

امّا جناح چپ بین‌المللی در ابتدا موضعی به ظاهر دور از بحران لبنان در پیش گرفت، ولی همین که بحران به درازا کشید، تعداد کسانی که خود را در بحران لبنان وارد کردند، افزایش یافت و کار به جایی رسید که دولت‌های کوچک عربی و غیرعربی نیز طرف‌ها را تحریک و تشویق می‌کردند وسپس بهای آن را طلب می‌کردند.

در این مرحله، نشانه‌های تأثیرگذاری چپ‌گرایان بین‌المللی بر صحنه کاملاً آشکار بود. امّا در حال حاضر گویا تجربه به آنان درس عبرت داده است، به‌گونه‌ای که آنان جزو کسانی شده‌اند که خواستار تشکیل جبهه فراگیر ملی برای مقابله با تجزیه شدن لبنان و تأکید بر عربی بودن آن هستند.

آیا رابطه خاصی میان شیعیان لبنان و کشور همسایه، سوریه، وجود دارد و ماهیت این رابطه چیست؟

رابطه شیعیان با سوریه، همانند رابطه دیگر مسلمانان غیروابسته به احزاب در لبنان، با سوریه است و هیچ رابطه خاصی بیرون از این چارچوب وجود ندارد. در بحران لبنان، موضع سوریه کاملاً با موضع نشست عرمون، که با حضور رهبران دینی مسلمانان و سیاستمداران بزرگ و مسلمانان غیرحزبی تشکیل شد، هماهنگ و همسو بود.

جا دارد این نکته را بگویم که میان من و رئیس‌جمهور اسد، رابطه‌ای شخصی وجود دارد