گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 205

می‌گویم هرکس در خاک جنوب در رویارویی با تعامل و همکاری میان لبنان و اسرائیل و در رویارویی با طمع‌ورزی‌های اسرائیل و در رویارویی با ستمگری در منطقه جنوب شهید شود، همراه امام حسین(ع) است و این فرموده امام حسین(ع) درباره او صدق می‌کند که : «خدایا، من اصحابی بهتر از اصحابم و اهل‌بیتی نیکوکارتر و وفادارتر از اهل‌بیتم سراغ ندارم.» هرکس می‌تواند به جنوب برود و هرکس نمی‌تواند، با مال و سلاح و همت خود از آنان پشتیبانی کند و هرکس توانایی آن را نیز ندارد با زبان خود حمایت کند. تا کی می‌خواهید صبر کنید تا ارزش‌های شما را پایمال کنند؟ تا کی می‌خواهید ساکت بمانید تا منحرف شوند و بی‌گناهان را متهم کنند؟ چقدر در این مناطق از بالا و پایین تهمت شنیدیم. کیست که امروز در این منطقه شهید می‌شود؟ فرزند «أمل». کیست که شهیدان جنوب را گرامی می‌دارد؟ ما. این‌ها معیارهای حق است. « ﴿ وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّة مِّنْ خَرْدَل أَتَیْنَا بِهَا وَکَفَی بِنَا حَاسِبِینَ .»[12]

چقدر ما صبر کردیم؟ چقدر به هم‌پیمان شدن با حزب فالانژ و احرار متهم شدیم؟ امروز آن‌ها با یکدیگر دیدار می‌کنند و ما هستیم که دفاع می‌کنیم و جوانانمان قربانی می‌شوند. چرا آنان را پند نمی‌دهید؟ چرا آنان را توبیخ نمی‌کنید؟ نمی‌خواهیم به تاریخمان ستم کنیم. خداوند، برتری‌جویی را و فساد را در زمین نمی‌خواهد. او همه مردم را دوست دارد و خیر و صلاح را برای همگان دوست دارد. او طغیانگری را دوست ندارد.

امام حسین(ع) وقتی به کربلا آمد، برای همه معلوم بود که او پسر دختر پیامبر(ص) است البته نه فقط برای اینکه پسر دختر پیامبر است. پیامبر می‌فرمود : «این دو پسر من امام هستند، چه قیام کنند و چه صلح.» امام حسین(ع) به آنان گفت : «آیا شما این سخن رسول خدا را شنیده اید؟» آنان را بر این سخنان پیامبر گواه گرفت و سپس شروع به صحبت کرد. آنان گفتند : ای حسین! ما نمی‌دانیم تو چه می‌گویی. به حکومت پسرعمویت گردن بنه. یک اختلاف طبیعی میان تو و پسرعمویت هست، تو به خواسته او گردن بنه. ما نمی‌خواهیم تو را بکشیم. گمراهی تا بدین‌جا رسیده بود. آیا فکر می‌کنید هیچ‌یک از کسانی که با حسین(ع) جنگیدند، نمی‌دانستند او بر حق است.

ای حسینیان! نمی‌خواهیم تجربه دوباره تکرار شود و دچار اشتباه شویم. امام حسین(ع) را برای منافع خود نخواهید. منافع شما به یاری خدا و با بالا رفتن سطح جامعه تأمین می‌شود. شما به مجرد آنکه عزت پیدا کنید و با عقب‌ماندگی مبارزه کنید و نظامی شایسته بنا کنید و فرصت‌هایی ارزشمند به وجود آورید، منافعتان حفظ می‌شود و همه‌چیز فراهم می‌شود. ما باید در این راه حرکت کنیم. باید با تاریخ همگام بمانیم. باید تاریخ حسینی را در میان خود احیا کنیم و او را یاری کنیم. من ادعا نمی‌کنم که امام حسین(ع) یا امام هستم. من ذره‌ای از خاک پای امام هستم، ولی تلاش می‌کنم راه امام حسین(ع) را پیدا کنم و در آن حرکت کنم. نمی‌خواهیم در آینده دوباره شاهد شکایت و تردید و انتقاد باشیم. ما به واسطه دور بودن از صحنه حوادث و نقش نداشتن در آن، استاد انتقاد هستیم و خوب انتقاد می‌کنیم. همیشه انتقاد... انتقاد... انتقاد. بدون هیچ‌گونه خستگی باید

[12]. «روز قیامت ترازوهای عدل را تعبیه می‌کنیم و به هیچ‌کس ستم نمی‌شود. اگر عملی به سنگینی یک خردل هم باشد، به حسابش می‌آوریم، که ما حساب کردن را بسنده‌ایم.» (انبیاء، 47)