گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 202

را در این منطقه کاشتند، ولی هیچ معامله و تجارت و تبادل فرهنگی و سفر و دیداری با آن انجام نمی‏شد.

بنابراین، اسرائیل تاکنون موجودی غریب و منزوی بوده است، ولی اگر تعامل و دادوستد با آن شروع شود، بدان معناست که اسرائیل در این منطقه تثبیت شده، دوباره متولد شده و جای پایش محکم شده است. شاید بگویند اهالی کرانه شرقی و غربی رود اردن نیز با اسرائیل دادوستد دارند. حقیقت این نیست. ارتباط و تعامل از طریق رود اردن تنها میان اهالی کرانه شرقی و اهالی کرانه غربی است و نه میان اعراب و اسرائیل. بنابراین، در اینجا به دنبال از بین بردن مانع روانی و تثبیت و تولد دوباره اسرائیل هستند.

ثالثاً، وقتی نیرویی که با تکیه بر قدرت اسرائیل فعالیت می‏کند، بر این منطقه سیطره پیدا کند، اسرائیل در بحث امنیت، طرف حساب می‏شود. [می‏گوید :] ای مردم لبنان امنیت می‏خواهید؟ به من آب بدهید؛ طرح جانسون را که می‏گوید چهل درصد از آب‌های لیطانی برای اسرائیل است، اجرا کنید؛ به من آب بدهید تا شما را رها کنم. من شنیدم رادیو اسرائیل می‏گفت : ما در امنیت جنوب طرف حساب هستیم. بنابراین، اسرائیل در ورای حضور در منطقه، آب و امنیت می‏خواهد. می‏خواهد منطقه عاری از سلاح باشد، همچنان‌که برخی ساده‏لوحان یا خائنان نیز این فریاد را سر می‏دهند. این نکته سوم است.

رابعاً، تا زمانی که جنوب امنیت ندارد، روند صلح در لبنان کامل نمی‌شود. در لبنان نه امنیت داریم، نه سازندگی، نه دولت؛ جهان عرب نیز سرگرم این طرح آزاردهنده است. مذاکرات صلح هم -اگر چنین مذاکراتی در کار باشد- متأثر از ضعف مواضع عمومی جهان عرب است. بنابراین، مسئله جنوب، مسئله نوع مواجهه ما با اسرائیل است و اینکه اسرائیل آب و امنیت را از ما گرفته است.

در این میان مصلحت تشکل جبهه لبنانی از این تعامل این است که فرمانده ارتش به خواست رئیس‌جمهور سرکیس تعیین نشود. آنان می‏خواهند آقای سرکیس، که رئیس‌جمهور کل لبنان است، تحت فرمان آنان باشد و به خواسته آنان عمل کند؛ فرمانده ارتش و رئیس ستاد مشترک و مدیر تبلیغات و مسئول امنیت عمومی و غیره و غیره را جز با نظر آنان تعیین نکند. از این رو، با آتش‏بازی می‏کنند، با برگ اسرائیل بازی می‏کنند و اسرائیل آن‌ها را برای اجرای خواسته‏های جاه‏طلبانه خود به کار گرفته است. بنابراین، مسئله جنوب مهم‌ترین مسئله از سال 1948 تا کنون است. مسئله جنوب مسئله‏ای ملی است؛ مسئله انتقام‏گیری از مسیحیان نیست، به هیچ وجه چنین نیست. خداوند بر این سخن گواه است. من بدون تعارف میان مسلمان و مسیحی فرق نمی‏گذارم. خداوند گواه است که من بدان سبب تلاش‏های ناچیز خود را صرف شیعیان می‏کنم، که محروم‌ترین مردم هستند.

حرف ما به دولت این است : ما فقط حقوقمان را می‏خواهیم، نه بیشتر. به قول معروف : «حتی به کمتر از حقمان نیز راضی هستیم!» تجاوزی در کار نیست. بحث بر سر حق و ارزش‌هاست. جوانی که به میدان جنگ می‏رود، انگیزه‌اش سرکشی و طغیانگری یا انتقام‏جویی خانوادگی یا مسائل شخصی نیست. آنان در راه حق می‏جنگند؛ در راه میهن و وحدت میهن می‏جنگند؛ در راه مبارزه با تعامل و همکاری لبنان و اسرائیل. بنابراین، آنان در راه خداوند می‏جنگند. جهاد در راه خدا یعنی جهاد در راه خدمت به مردم و کرامت مردم و خیر و صلاح مردم. جوانان در راه حق می‏جنگند.