گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 186

می‏گیرد، عطا کند، یعنی به فروشنده دانش تبدیل شود و پزشک نیز تاجر پزشکی شود و خدای نکرده به جایی برسیم که مادر با مادری خود تجارت کند و پدر با پدری خود تفریح کند و روحانیْ دین را شغل و پیشه خود سازد، اگر خدای نکرده مانند جوانان امروز ما نیز به اینجا برسیم، آن‌گاه نسل جدید از نسل پدران و مادران جدا می‏شود، و میل به نشان دادن خویش به صورت ویران کردن افتخارات گذشته و ساختن بنایی جدید رخ می‏نماید. بدین‌ترتیب، زندگی جامعه دچار ازهم‏گسیختگی می‏شود و به شرکت‌هایی دارای حلقه‏های متفاوت و منافع نزدیک تبدیل می‏شود؛ نه جامعه‏ای زنده که گذشته خود را کامل کند و از نقطه‏ای که نسل گذشته به پایان رسانده است، شروع به ساختن کند و مَثَل آن مانند پیکر واحدی باشد که اگر عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا نیز در بی‏خوابی و تب او شریک می‏شوند.

از سوی دیگر می‏دانیم که دانش‏های جدید در تمدن معاصر ما به دنبال پاسخ برای دو پرسش‌اند : «چه؟» و «چطور؟» و علوم جدید در پراگماتیسم تأسف‌باری که تنها در پی نتایج و پیامدهای عملی است، تکامل می‏یابند. چرا؟ در این میان پرسش اساسی درباره جایگاه پدیده‏ها در عرصه وجود و اسبابی که سیر تحولات را براساس اهداف آفرینش مشخص می‏کند، بی‏پاسخ باقی می‏ماند.

امروزه مکمل نبودن علوم نسبت به یکدیگر، تکامل علمی جدید را که معلومات بشری را به استخدام می‌گیرد، تهدید می‏کند؛ همچنان‌که رشد و پیشرفت در برخی گرایش‏ها و فقدان آن در برخی دیگر نیز تهدیدی برای آن به شمار می‏آید. امروزه علم از پیامدهای این تمدن معیوب که روز‌به‌روز شکاف میان ملت‌ها و بلکه میان اعضای یک ملت را بیشتر می‏کند، لطمه خورده است، همچنین از مسلط شدن افرادی بر جامعه بشری و ارزش‌ها و تمدن آن رنج می‌برد که این افراد گرچه در عرصه علم و تکنولوژی مبتکر هستند امّا خود فاقد انسانیت و ارزش‌های آن هستند. ولی وقتی علم در پرتو اندیشه و زندگی، در چارچوب کلی جهان هستی و در جایگاه حقیقی خود در آفرینش قرار داده می‏شود، هر سعی و تلاش بشری، چه کوچک چه بزرگ، دیگر تلاش‏های انسانی را کامل می‏کند تا انسانیت همچون کاروانی واحد به سوی کمال همه‏جانبه و رشد هماهنگ، بدون هیچ‌گونه تصادم یا تباه‏شدگی یا رشد ناقص، حرکت کند.

این نتیجه نیز، مانند عطای مطلق، جز از چشمه ایمان به خداوند نمی‏جوشد، خدایی که به او عشق می‏ورزیدی و به اوامر او پایبند بودی و به نتایج آن گردن می‏نهادی و خویشان و دانشجویان و دوستانت را به آن سفارش می‏کردی.

و تو، ای عزیز سفرکرده، از ما چه می‏خواهی؟

می‏خواهی برای تو مراسم بزرگداشت بگیریم؟ نه... برای تو که فرزند ملّتی هستی که با احترام و بزرگداشت فریب نمی‏خورد، این بزرگداشت چه سودی دارد؟ حتی برای ما نیز که با از دست دادن تو زیانی بزرگ دیده‏ایم، چه سودی دارد؟

آیا می‏خواهی از علم و حقوق پاسداری کنیم؟ تو حق داری چنین خواسته‏ای داشته باشی، حتی اگر نادانی، لباس تعصب گروهی را بر تن کرده باشد که این بدترین نوع نادانی است.

و حتی اگر جرم، لباس سیاست بر تن کرده باشد و مزد طلب کند، ما به زبان و دست و دلمان با جرم و نادانی خواهیم جنگید؛ چراکه هرکس در برابر حق ساکت بماند، شیطانی لال است. مبارزه با ستمگر