یا تجربههایی را که در خارج به دست آمده است، به دولت عرضه کرد و اطمینان داشت که نادیده گرفته نخواهد شد. در یک کلام، با وجود سنگین بودن مسئولیت اجتماعی، بارقه امیدی وجود دارد.
موضع شما نسبت به اتحاد فدرالی میان سوریه و اردن و لبنان چیست؟
تا آنجا که من اطلاع دارم مسئله اتحاد فدرال یا کنفدرالی تا کنون با لبنان مطرح نشده است، ولی با دیگر دولتهای عربی مطرح شده است. بیتردید طرح این مسئله با لبنان به خودی خود نیازمند موافقت همگان است و نه موافقت اکثریت، هم به سبب اوضاع عمومی لبنان و هم به سبب وضعیت استثنایی که اکنون در آن به سر میبرد.
تجربههای اروپا که با امور خرد اقتصادی آغاز شد و پس از آن با بازار اروپا و در کنار آن، پارلمان اروپا و گردهمایی وزیران خارجه اروپا ادامه یافت و افزون بر آن، تجربه سوریه و مصر در یکی کردن رهبری سیاسی و ایجاد یک زعامت واحد برای هر دو جبهه (مصر و سوریه) و نیز تجربهای که حدود دو سال به صورت آرام و برنامهریزیشده میان سوریه و اردن انجام گرفت، همه این تجربهها، قراین و شواهدی برای طی مسیر هستند که ما را از شتابزدگی و تنشآفرینی و لغزش بازمیدارند.
امّا بهطور اصولی فکر نمیکنم کسی پیشرفت خود را و گسترش محدوده فعالیت و حجم خانوادهاش را و نیز حرکت به سوی آرمانهای متمدنانه را در پرتو تشکیل دولتی بزرگ در خاورمیانه، نپذیرد، بهویژه آنکه وجود اسرائیل خطری همیشگی است.
به عقیده برخی تحلیلگران، موقعیت جهان عرب در جنگ اعراب با اسرائیل ضعیفتر از گذشته شده است. به نظر شما این مسئله بر روند صلح در لبنان تأثیر نمیگذارد؟
تنها سلاح کارآمدی که در این دوره زمانی از تاریخ در دست اعراب است، سلاح همبستگی و هماهنگی میان دولتها و ملتهای عربی است. همچنانکه تنها سلاح فعال در دست دشمن صهیونیستی نه هواپیماهای میراژ است، نه موشکهای کنترل از راه دور، و نه حتی بمبهای لرزاننده، بلکه اختلاف در صفوف اعراب است.
بنیانگذاران اسرائیل اینگونه حساب کردهاند. تجربه نیز همین را نشان میدهد و منطق ساده زندگی نیز حکم به همین میکند. جهان عرب گسترده است و اگر متحد و یکپارچه نیز باشد، دشمن به مجرد حضور در این گستره بشری و در برابر تک تک آنان فرو میریزد. اینجاست که به راهحلی سهل و ممتنع میرسیم که امیدواریم آغاز آن باشد. در اینجا حدیثی از رسول خدا(ص) یادم آمد که فرمود : «بر امت خود بیش از هرچیز از این بیمناکم که امتها بر آن هجوم برند، همانگونه که گرسنگان به سوی ظرف غذا هجوم میآورند.» گفتند : «آیا به سبب کمی عدّه آنان چنین میشود، ای رسول خدا؟» فرمود : «نه... آنان بسیارند، ولی همچون تفالههای پراکنده هستند.»
به نظر من، در آینده جنگ و صلح و مذاکرات و مرحله پس از آن و سیاست و جنگ نظامی و مالی و اقتصادی و دیپلماتیک و تبلیغاتی و غیر آن، بر این مبنا و اصل خواهد بود.
دوست دارم صحبتهایم را، همانگونه که با جنوب شروع کردم، با جنوب تمام کنم تا به هموطنان اطمینان دهم که وضع کنونی جنوب،
