طبیعی است که همکاری مردم تنها در صورتی ممکن است که حداقلی از تفاهم سیاسی وجود داشته باشد، هرچند به شکل محدود و به منظور کاهش مشکلات جنوب. اگر بتوانیم به یک موضع یکپارچه عربی برسیم، این مشکل بهطور ریشهای حل میشود. حال جای این سؤال است : آیا منطقه کوچک و ضعیف جنوب میتواند دولتهای عربی را به سوی چنین موضع یکپارچهای سوق دهد؟
بنابراین، آیا به نظر شما دو کنفرانس ریاض و قاهره، حد مطلوبی از تفاهم و همبستگی عربی را به وجود نیاوردند؟
کنفرانس ریاض و قاهره سرآغاز ایجاد این موضع یکپارچه عربی بودند و باید این مسئله را دنبال کرد و دولتهای عربی را در فضای کنونی قرار داد.
شما در کنار توافق کشورهای عربی، درباره تفاهم سیاسی نیز صحبت کردید، نقش شما در این میان چیست؟
کاری که من میتوانم انجام دهم، رسیدن به تفاهم سیاسی از راه نشست سران مذاهب است و من در این راه تلاش میکنم. امّا ایجاد تفاهم سیاسی از غیر این راه، تنها به دو شیوه امکان پذیر است : یا آشتی [ملی] که به دنبال گفتوگوهای سیاسی به وجود میآید و یا اقدام جناب الیاس سرکیس برای نظرسنجی و زمینهسازی برای اتخاذ مواضع و صدور قوانین لازم برای این منظور.
ارزیابی شما از مواضع آینده تشکل جبهه لبنان و جنبش ملی و جبهه قومی و ارتباط شما با آنها چیست؟
حقیقت این است که من فعالیت سیاسی یا اجتماعی را بخشی از رسالت دینی خود میشمارم؛ به این معنا که در نظر من ایمان به خداوند، از تلاش در راه خدمت به مردم و کاستن از رنج و دردشان جدا نیست. و همین ایمان است که خطمشی مطلوب را در خدمت به مردم تعیین کرده است؛ همان خطمشیای که براساس پایبندی به ارزشهای اخلاقی استوار است. از این رو، من بسیاری اوقات در «سیاسی» نامیدن این تلاشها دچار تردید میشوم، همچنانکه افراد بسیاری نیز تردید دارند که مرا جزو سیاستمداران بدانند.
این اصل کلی همواره خطمشی من بوده است، چه پیش از حوادث لبنان، چه در خلال آن، چه پس از آن، و همین اصل است که روابط مرا با گروههای سیاسی در لبنان ترسیم کرده و در آینده نیز این روابط را تنظیم خواهد کرد.
موضع تشکل جبهه لبنان، در نخستین مرحله بحران و در طی دورههای متعدد درگیری، با باورها و خطمشی من سازگار نبوده است. به نظر من موضع آن، خطری برای یکپارچگی لبنان، تمامیت ارضی، حاکمیت لبنان، مسائل قومی و بهویژه مقاومت فلسطین به شمار میآید. البته این بدان معنا نیست که طرف مقابل در آن مرحله هیچ خطا و انحرافی نداشت.
در آن دوره من از یک سو خواستار مهار شدن جنگ داخلی -که به خودی خود توطئهای بود- شدم و از سوی دیگر به همراه دوستان و جنبش خود و شیعیان و همه کسانی که از من حرفشنوی داشتند، همگی در موضع دفاع بودیم و تاریخ در آینده داوری خواهد کرد که این مجموعه بود که توطئه را خنثا کرد. موضع تشکل جبهه لبنان در قبال ما موضعی
