پیدا کرد؛ همچنین به سبب تعهد شخصی جناب حافظ اسد در سخنرانیها و موضعگیریهایشان است.
افزون بر آنکه هرگونه تجزیه در لبنان مسلماً بر دیگر دولتهای عربی نیز بازتاب میِیابد و مجال بسیار خطرناکی برای سوءاستفاده اسرائیل فراهم میکند و به دنبال آن خطرهای دیگری پیدا میشود.
امّا خطر دوم، یعنی از میان بردن مقاومت فلسطین، با کمال تأسف و علیرغم اینکه نتوانسته است کاملاً موفق شود و با وجود آنکه مقاومت فلسطین عنصری محوری در قضایای خاورمیانه است، همچنان در صحنه باقی است. مقاومت فلسطین در عرصه جهانی از قدرت سیاسی برخوردار است، ولی در طی بحران لبنان بسیار آسیب دید و اگر این آسیب درس عبرتی برای بازنگری در محاسبات و بلکه طرحهای مرحلهای به شمار آید، چهبسا به نقطه عطفی تاریخی در پیشرفت مقاومت تبدیل شود. در هر حال کسانی که به مسئله مقاومت ایمان داشتند، هنوز در موضع خود باقی هستند.
خطر سوم از نظر ساختاری خطرناکتر از گذشته شده است. ساختار گذشته آن، که به سبب ازهمگسیختگی لبنان به وجود آمده بود، مبتنی بر اختصاص زمینهای آن سوی لیطانی در جنوب، به اسرائیل بود تا کمربندی امنیتی و بازاری برای محصولات و مکانی برای فعالیتهای سیاسی آن باشد، ولی این ساختار با برطرف شدن خطر تجزیه از بین رفت و به شکل دیگری درآمد.
حوادثی که تاکنون در جنوب لبنان به سبب نبود نیروی بازدارنده عربی یا نیروی [محافظ] صلح لبنانی رخ داده است، در پی آن است که کمربندی از روستاهای مرزی تحت سلطه نیروهای لبنانیِ مخالف با حکومت لبنان پدید آورد که در این صورت این روستاها از حکومت مرکزی منقطع میشوند و زیر فشار نیازهای زندگی ناگزیر با حکومت اسرائیل به تعامل میپردازند، و این به معنای شکلگیری کمربند همزیستی عربی-اسرائیلی است که خطر آن به اندازه خطر تشکیل خود اسرائیل است، چراکه اسرائیل تا کنون عنصری غریب و نامأنوس در منطقه عربی بوده است، نه به سبب عملی شدن تحریمها بر ضد آن، بلکه در نتیجه وجود حریم روحی میان عرب و دشمن. اگر این حریم در جایی برطرف شود، اسرائیل در منطقه ریشه میدواند و استوار میشود و در آن صورت تحریم و مانند آن کارساز نخواهد بود.
مسئله جنوب و ضرورت نجات آن از دام توطئه، در رأس مسئولیتهای اعراب است، درست همانگونه که ایستادگی در برابر اسرائیل و جلوگیری از گسترش و ریشه کردنِ آن، مسئولیت اعراب در ربع قرن اخیر و یا بیشتر بوده است.
نظرتان درباره اصلاحات سیاسی مطلوب که در حال حاضر در کشور مورد بحث است، چیست؟
اصول ثابتی هست که پایههای اساسی لبنان آینده را تشکیل میدهند، ازجمله اصل آزادی، لغو فرقهگرایی سیاسی، تأمین عدالت اجتماعی، و ازجمله ایجاد فرصتهای شغلی برابر و قومیت عربی -بدینمعنا که لبنان مسئولیتهای خود را در جهان عرب به دوش بگیرد- و محکوم کردن اسرائیل و تجاوزهای آن به جنوب.
در واقع بحث درباره جزئیات مستلزم گفتوگو و موضعگیری واحد است و من به عنوان یک فرد یا مؤسسه یا مجموعه نمیتوانم مسئله را فیصله دهم. ازجمله نتایج چهار نکته پیشگفته قواعدی است که
