برای کشف علل و اسباب اشتباهات گذشته که از زمان استقلال به چندین فاجعه انجامیده است، تلاش صورت گیرد. شاید تشکل جبهه لبنانی که نیمی از حاکمان لبنان پس از استقلال در آن عضو هستند، توانایی بیشتری برای کشف این اسباب و پرهیز از آنها در آینده داشته باشد.
درمورد این سخن رئیسجمهور سابق، سلیمان فرنجیه چطور که : «بیانیهای که این نشست صادر کرد و بالاجماع پذیرفته شد، سر آغازی برای لبنانی جدید است و خواستهای را که شهیدانمان در راه آن به شهادت رسیدند، برآورده میکند و جاودانگی را برای لبنان و زندگی شرافتمندانه را برای همه لبنانیان فراهم میآورد و کسانی را که در مسیر شهادت قرار داشتند، حفظ میکند.»؟
من نیز با آقای فرنجیه موافقم که این اجماع سرآغازی برای لبنان جدید است و خواسته شهیدان را برآورده میکند و ماندگاری لبنان و زندگی شرافتمندانه مردم آن را تضمین میکند، ولی با اینکه منتظر اجماع همه لبنانیان باشیم، مخالفم.
درمورد این سخن آقای پییر الجمیّل چطور که : «تحقق یافتن عضویت از طریق سکولارسازی، شکافها را از میان برمیدارد و پایهها و ارکان لبنان جدید را استوار میسازد.»؟
سخن جناب آقای پییر الجمیّل مایه امیدواری است، چراکه ایشان مثل همیشه به یکپارچه بودن اعضای جامعه تمایل دارند. ولی من مخلصانه از ایشان میپرسم : اگر ما راه سکولارسازی را در پیش بگیریم (آنچه از اصطلاح سکولارسازی به ذهن میآید ملغا کردن قوانین قانون احوال شخصیه است، زیرا دولت و دیگر قوانین، پیش از بحران اخیر نیز غیردینی بودند)، جامعه لبنانی نسخهای همانند جوامع سکولار جدید میشود. در این صورت چه وجه تمایزی برای لبنان باقی خواهد ماند؟ به نظر من اگر ما میخواهیم فِرق لبنان را حفظ کنیم باید انتساب هر شهروند به فرقه خود در هنگام تولد و هنگام مرگ حفظ شود و این به معنای حفظ آزادی هر شهروند در عمل به اعتقادات خود در زمینه ازدواج و ارث است.
درمورد این سخن پدر شربل قسیس : «ما لبنانی که نتواند جامعهای آزاد و چندصدایی پدید آورد تا با خود و کشورهای منطقه و جهان تعامل کند، نمیشناسیم.»؟
ایشان در این پیام عملاً خواستار آن است که جامعه لبنانی به جهان عرب رو بیاورد. آیا ایشان میتواند پیامی را که حضرت مسیح محدود نکرده است، محدود کند؟ اگر ما لبنان را آنگونه که از سخنان برخی از دوستان ایشان و از برخی اظهارات خود ایشان برمیآید، بنا کنیم، آیا رسالت متمدن مسیحی میتواند در جهان عرب مجالی پیدا کند؟
درمورد این سخن شیخ بشیر الجمیّل : «خطوط کلی سیاست آینده لبنان مشخص شده است؛ امری که همه لبنانیان از دیرباز در انتظار آن بودند تا هر شهروند لبنانی بتواند در چارچوب شغل و پیشه خود دریابد که بر چه اساسی یک لبنانی به شمار میآید. همچنانکه اجتماعکنندگان درباره پیمانی توافق کردند که آزادی عقیده را برای همه نسلها فراهم کند و تکرار نشدن برخورد و درگیری در هر ده سال را تضمین کند و همچنین اصل چندصدایی فرهنگی و اجتماعی موجود در لبنان را حفظ کند.»؟
