آیا ممکن است توطئه به کشور عربی دیگری منتقل شود؟
مسلماً همواره امکان چنین اتفاقی وجود دارد. فراموش نکنیم که منطقه ما منطقهای ثروتمند است و زیربنای اصلی تمدن را در قرن آینده تشکیل میدهد، از این رو، همواره باید هوشیار باشیم.
آیا کسی از همان ابتدا به ابعاد توطئه پی برد؟
در واقع رهبران ادیان و مذاهب از همان ابتدای بحران برای توقف توطئه و جنگ تلاش بسیاری کردند، ولی کسی به سخنانشان گوش نداد. به یاد داریم وقتی نشست رهبران مذاهب در بکرکی برگزار شد و سپس به دارالفتوای اهلسنت منتقل شدیم، بعدازظهر همان روز که یکی از روزهای عید فطر بود اوضاع متشنج شد. افرادی بودند که مانع اثربخشی سخنان و مواضع رهبران فرقهها میشدند. نظر همه رهبران روشن بود، ولی قدرت متوقف کردن جنگ وجود نداشت.
چند روز پیش در روزنامهها مطرح شد که تلاشهایی صورت گرفته است تا نامهای مشترک از سوی امام صدر و پاتریارک خریش خطاب به مردم لبنان نوشته شود و به امضای رؤسای همه فرقهها برسد.
حقیقت این است که تلاشهایی برای برگزاری نشست رهبران ادیان و مذاهب که شامل رؤسای همه فرقهها میشوند، در جریان است. برگزاری این نشست اهداف متعددی دارد، ازجمله : تقویت زیرساختهای اصلی لبنان فردا، برقراری آشتی ملی بهویژه در جنوب برای حل بحران سیاسی در آنجا، کمکرسانی به مردم، تقویت حضور و فعالیت فرقهها در زمینههای دینی و ایمانی در منطقه. تلاشهای مزبور در این زمینه بوده است. امّا درمورد نامه، من چند روز پیش نامهای به پاتریارک خریش درباره مقدمات فراهمشده برای برگزاری نشست رهبران مذاهب نوشتم.
لبنان فردا را چگونه میبینید؟
ما لبنانی یکپارچه میخواهیم؛ نه نظام کانتونی میخواهیم؛ نه فدرالی، نه کنفدرالی و نه حتی مدیریت غیرمتمرکز. ما همزیستی را گرانبهاترین چیز در لبنان میدانیم و باید این همزیستی را حفظ کنیم و آن را افزایش دهیم. یعنی اگر ساختاری باعث شود تا مردم لبنان بیش از پیش همزیستی داشته باشند، ما از آن حمایت میکنیم و اگر فرض کنیم ممکن باشد که همه لبنان یک استان شود، ما از این راهحل حمایت میکنیم. ما خواستار همزیستی هرچه بیشتر میان لبنانیان هستیم. در واقع همزیستی اسلامی-مسیحی از گرانبهاترین چیزهایی است که در لبنان وجود دارد و این تجربهای ارزشمند برای همه بشر است و این مرحله زمینهساز موفقیت گفتوگوی اروپایی-عربی است. تحقق گفتوگوی اروپایی-عربی از بزرگترین اهداف دنیاست، زیرا با موفقیت این گفتوگو، قطبی جدید در جهان شکل میگیرد، امّا نه مانند دو قطب بزرگی که جهان را به نوعی به دو منطقه زیر نفوذ خود تقسیم کردهاند. گفتوگوی عربی-اروپایی یعنی جذب مجموعهای جغرافیایی که بر کارشناسان و سرمایه و تاریخ تکیه دارد. از سوی دیگر، دنیا در اثر نزدیک شدن ارتباط مناطق با یکدیگر، هر روز با مسئله روابط مسیحی- اسلامی سر و کار دارد و اگر خدای نکرده همزیستی میان مسیحیان و مسلمانان در لبنان با شکست روبهرو شود، همه جهان متمدن احساس زیان فاحش میکند. همه اینها سوای دشواریهایی
