درد و رنج) آن بود که احزاب و نیروهایی که فقط بخش کوچکی از جبه? ملی را تشکیل میدادند، با سوءاستفاده از اوضاع بحرانی سعی کردند خود را نماینده و سخنگوی همه وانمود کنند تا اهداف خود را محقق کنند. مثلاً، برخی احزاب بدون مشورت با دیگر گروهها، شعار سکولاریسم را -که همپیمانان آنها با آن مخالف بودند- مطرح کردند و خودسرانه ادارات منطقهای ایجاد کردند که بر هم? امور شهروندان احاطه یابد، در حالی که این اقدامات گام بزرگی در راستای تجزی? لبنان و از علل اصلی درگیریهای مسلحانه بود. آنان همچنین رسانههای ملی را در لبنان و جهان عرب و سراسر جهان به نفع اهداف خود مصادره کردند، غافل از اینکه چنین اقدامات خطرناکی بر روند بحران و بهویژه بر مقاومت فلسطین تأثیر منفی خواهد داشت. این در حالی بود که طرف مقابل هم شعار سکولاریسم سر داده و ادارات محلی با نام «دولت سایه» به وجود آورده بود و رئیسجمهور هم با نادیدهگرفتن جایگاه ادارات دولتی و صدور احکام و فرمانهای مختلف، به تجزیه و تقسیم کشور دامن میزد.
شش. از شگفتآورترین ابعاد این مرحله آن بود که دو جناح راست افراطی و چپ افراطی بهطور تلویحی بر سر حذف مقاومت فلسطین به توافق رسیدند. راستیها که از ابتدای بحران با مقاومت به نبرد برخاسته بودند، اردوگاههای آنان را هدف قرار داده بودند و شعارهایی در مخالفت با مقاومت مطرح میکردند. امّا چپگرایان افراطی که همپیمان مقاومت بودند، تلاش کردند تا مطابق با میل و اراد? راستیها، پای مقاومت را هرچه بیشتر به مسائل لبنان باز کنند و اعضای مقاومت را در برابر راستگرایان قرار دهند و آنان را به درگیری بکشانند.
از سوی دیگر، چپیهای افراطی با استفاده از همپیمانان فلسطینی خود در جنبش مقاومت نفوذ کردند و برخی از تشکیلات آن -بهویژه اطلاعرسانی آن را که در جهان پراکنده و فعال بود- تحت سیطر? خود درآوردند. آنان همچنین بعضی از مواضع نظامی حساس مانند جبل، جنوب و برخی محورهای بیروت را تحت کنترل خود گرفتند.
از پیامدهای نفوذ چپگرایان افراطی در مقاومت آن بود که نهضت آزادی سرزمین مقدس از چنگال صهیونیسم، به جنبش تغییر رژیمهای حکومتی جهان عرب تبدیل شد و به عبارت دیگر، جنبش مقاومت فلسطین به حزبی انقلابی در جهان عرب مبدل شد.
شماری از فلسطینیان تلاش کردند که با طرح شعار «لبنان، ویتنام دوم»، بر لزوم حرکت به سوی کوهها و پایبند نشدن به آتشبس و ادام? مبارز? مسلحانه تا سقوط رژیمهای حاکم بر سوریه، اردن، مصر و دیگر کشورهای عربی تأکید کنند.
بدینترتیب، رویکرد چپگرایان افراطی، مقاومت فلسطین را از محتوای حقیقی خود دور کرد و توان و نیروی عظیم آن را -که حاصل تلاشهای میلیونها یا چهبسا صدها میلیون تن از امت عرب و مسلمانان و صاحبان وجدانهای بیدار در جهان است و مقاومت را به بزرگترین و مقدسترین نهضت مسلحانه در جهان تبدیل کرده- در راه منافع خود به کار گرفت. افراطگرایان چپگرا درصدد بودند که با سوءاستفاده از توان مقاومت، یک پایگاه نهضت مسلحان? مستمر در منطق? جبل و یک پایگاه کمونیستی در جنوب ایجاد کنند. به علاوه، هدف دیگر آنان این بود که از طریق مقاومت، در جهان عرب و دنیای اسلام نفوذ کنند و این قدرت بزرگ فرهنگی را به عاملی برای
