دولت آنها را میپذیرد. ولی اسرائیل اعلام کرد که برپایی حکومت همپیمانان چپگرا را به حضور ارتش سوریه در جنوب ترجیح میدهد. باید اضافه کنم که چپگرا، به معنای نیروی تحولخواه است و این معنا چهر? درگیریها را تغییر میدهد و جنبش محرومان را نیز جزو نیروهای تحولخواه قرار میدهد.
البته برخی از رهبران احزاب چپگرای لبنان، علیرغم شعارهای تحولخواهانه، همواره در رأس محافظهکاران و حامیان نظام بودهاند و براساس روحی? فئودالیسم فرقهای که مردم را به چند دسته تقسیم میکند، رفتار کردهاند. این رفتار آنها را از صف چپگرایان بیرون میبرد و در جبه? راستگرایان قرار میدهد؛ گذشته از آنکه این عده همواره تلاش میکنند برای شکستهای خود بهانه بیاورند و کسی را قربانی اشتباهها و انحرافهایشان کنند. از?این?رو، وقتی در وادی شکستهای ننگین افتادند (که علت آن، انحرافات آشکارشان بود) تلاش کردند مسئولیت کارهای خود را به گردن جنبش محرومان و شخص من بیندازند. متأسفانه حملههای آنان از چارچوب تبلیغاتی و رسانهای فراتر رفت و به حملههای مسلحانه کشیده شد. ما مصرّانه و دردمندانه میکوشیم از برخورد با آنان دوری کنیم و با همکاری جنبش فتح، گامهای بسیاری در این مسیر برداشتهایم. از خدا میخواهیم که ما را از جنگ با دوستان و برادران دور کند.
دربار? موضع واقعی خودتان در قبال دخالت سوریه و آنچه دربار? همکاری شما با نیروهای سوریه در لبنان گفته میشود، توضیح دهید.
دربار? جانبداری از ارتش سوریه بهطور خلاصه میتوان گفت:
اولاً، هم? عناصر جبه? ملی، ازجمله ابوعمار و کمال جنبلاط پس از سقوط کرنتینا و مسلخ، خواستار دخالت سیاسی و نظامی سوریه شدند. پس از ورود ارتش سوریه و سقوط دامور و محاصره شدن زغرتا و زحله و به اشغال درآمدن روستاها در عکار نیز، فرصت برای آنان بسیار بود.
ثانیاً، وقتی برادران اختلاف پیدا میکنند، انسانِ مسئولیتپذیر باید از هرگونه جانبداری از یکی از طرفها بپرهیزد و هیچیک از دو طرف را بر ضد طرف دیگر تحریک نکند، بهویژه اگر ارتباط میان آن دو سرنوشتساز باشد؛ درست مانند ارتباط میان مقاومت فلسطین و سوریه.
ثالثاً، ابوعمار و رهبران بلندپای? مقاومت تأکید میکردند که روابط مقاومت با سوریه راهبردی است و آنان هیچ گاه با سوریه درگیر نخواهند شد. آنها دهها بار از من خواستند برای نزدیک کردن دیدگاهها، با رهبران سوریه تماس بگیرم و بهطور کوتاه، مقاومت فلسطین اصرار داشت روابط میان من و سوریه دوستانه باقی بماند، تا هم? پلها خراب نشود.
رابعاً، من تا الان از نظر نظامی در شیاح و جنوب و حوم? بیروت در کنار مقاومت ماندهام، همچنانکه هم? تواناییها و روابط ما با هم? طرفها در سوریه در خدمت مقاومت فلسطین قرار داده شده است.
خامساً، پاسداری از مقاومت یکی از اهداف اصلی ما و جزئی از میثاق جنبش محرومان است، در حالی که رابطه با سوریه و دیگر دولتها بخشی از تعهدات عمومی ملی ماست که براساس میزان تأثیرگذاری و تعامل آن با وضع ما در لبنان دستهبندی میشود.
امّا حملههای ظالمانه [بر ضد ما] به این هدف است که ما را بر ضد سوریه تحریک کند و این کار،
