خامساً، بر این اساس، رهبران در سرزمین اشغالی باید کاملاً هوشیار باشند تا دشمن نتواند شهروندان را رفته رفته به میدان جنگی غیر از جنگ حقیقی که جز به سود دشمنشان نیست بکشاند.
آیا میتوان با توجه به ابعاد جنگ در لبنان و حوادث کران? باختری و منطق? الخلیل در فلسطین اشغالی، به بخشی از چشمانداز شما دربار? آیند? مسئل? فلسطین پی برد؟
مقاومت فلسطین در ابتدا جنگ رهاییبخش را به شکلی بینظیر و موفقیتآمیز رهبری کرد، هرچند این کار با تأخیر آغاز شد؛ چراکه حل این معضل و آزاد کردن سرزمین مقدس یکی از دشوارترین مسائل حقطلبانه در دنیا و بلکه دشوارترین آنها به شمار میآید و با تکیه بر شیوهای که تا سال 1967 برای حل این مسئله دنبال میشد، هیچ احتمالی برای موفقیت آن وجود نداشت. اسرائیل میو? تمدن غربی و تأثیرات آن در شرق است و ابعاد آن به یهودیان جهان محدود نمیشود، بلکه بر قدرت تمدن غربی و دولتها و فرهنگها و رسانهها و حتی معضلات آن تکیه دارد و همچنانکه برخی از روزنامههای فرانسه در اوایل جنگ سال 1967 دربار? آن گفتند: تنها فرزند غرب در خطر است. درحقیقت اسرائیل بیانگر احساس جامع? غربی است که خود را نمایند? تمدن میداند و میکوشد هم? تمدنهای دیگر را ویران کند تا تمدن خود را بر ویرانههای آنها بسازد، تا دنیا مصرفکنند? تولیدات او و واردکنند? صادرات او و اجراکنند? خواست او و ثناگوی او باشد.
استعمار در معنای نظامی و سیاسی و اقتصادی و فکری آن و فعالیتهای تبشیری در شکل دعوت دینی و خدمات انساندوستانه و همچنین پیمانهایی که غرب در آنها مشارکت میکند، همگی حلقههایی هستند که در شرق با وجود اسرائیل ادامه پیدا میکند. به گمان آنها اسرائیل پایهگذاری شده است تا شرق را متمدن کند و نگهبان منافع آنان و پلیسی برای امنیت آنها و مانعی بر سر اتحاد عرب و ابزاری برای هزینه شدن بخش بیشتری از درآمد عرب برای خریدن کالاهای نظامی و دیگر نیازهای جنگ باشد.
گذشته از آن وجود قدرتی ثابت، بخشی از اعراب را به سوی طرف مقابل و مصرف کالاهای آن و چرخیدن بر گرد آن سوق میداد و این امر سبب میشد گردن نهادن عرب به پیامدهای وجود اسرائیل، همه را دربرگیرد. افزون بر آنکه انتخاب این نماینده (اسرائیل و نه غیر آن) از سوی غرب، به معنای کفارهای بر عقدههایی بود که در اثر اقدامات پلید نژادپرستانه و ضد یهودی، طی قرنها پدید آمد و در جنگ جهانی دوم و کشتارهای نازیها به نهایت خود رسید.
بنابراین، وجود اسرائیل نه تصادفی است و نه پدیدهای جدا از مسیر تاریخ جدید، بلکه برخاسته از عمق آن است و از?این?رو، راه و روش معمول و سنتی برای آزادسازی، کارساز نیست. ما از سال 1948 و حتی قبل از آن تا سال 1967 این راه را طی میکردیم که با شکست روبهرو شد و بلکه به وسیل? آن، به تثبیت شدن اسرائیل و گسترش آن و به دست آوردن افتخار و عزتی که توقعش را نداشتیم، به آنها کمک کردیم.
[پس از توقفی که شش ساعت ادامه یافت، بخش دوم گفتوگوی خود را پی گرفتیم. امام در طول این مدت با چندین شخصیتی که برای ملاقات با او آمده
