گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 126

خود بهره می جستند. رهبران سنی نیز با تشکیل مجلس اعلای شیعیان مبارزه کردند. کشورهای عربی نیز در اثر هماهنگی فراوانی که با سنیان لبنان داشتند، نسبت به تشکیل مجلس اعلای شیعیان روش نامناسبی نشان دادند و مبارزه ها کردند، ولی بالاخره فشار شیعیان سبب شد که در سال 1969 مجلس اعلای شیعیان به وجود آمد و با ایجاد چنین مرکزی، شیعیان لبنان همدست و هم پیمان شدند و با مطالعات فراوانی که دربار? وضع حقوق و وظایف دولتی و وضع آبادانی مناطق خود انجام دادند، معلوم شد که پیروان این مذهب در حرمان سیاسی و اجتماعی فراوان زندگی می کنند و بدین لحاظ، نهضتی به نام حرکة المحرومین که رفته رفته و بعدها به صورت نهضت سیاسی عظیمی جلوه کرد، به وجود آمد.

در ابتدای استقلال، روابط بین مذاهب به تدریج ساخته و منظم شد، ولی چنین به نظر می رسد که مارونی ها می خواهند امتیازات خود را حفظ کنند و برای حفظ همین امتیازات بود که مراکز اساسی دولت و قدرت ارتش را به دست گرفتند و با فشار ارتش مانع از به هم خوردن وضع موجود و منافع تأمین‌شد? خود می شدند. مردم به تدریج بیدار می شدند، سطح افکار عمومی بالا می رفت و بحران های خاورمیانه و نفوذ کشورهای خارجی بر خاورمیانه، مسئل? نفت، مسئل? فلسطین و آواره شدن صدهاهزار، بلکه یک‌میلیون‌و‌نیم فلسطینی و انتشار آن‌ها در میان کشورهای عرب و مبارزات آن‌ها کمک کرد تا سطح فکر مردم لبنان، مردم غیرمارونی لبنان و به‌ خصوص مسلمانان و به وجه خاص شیعیان بالا رود و آن‌ها به حقوق خود آشنا شدند، ولی باز هم امتیازات مارونی ها به واسط? ارتش حفظ می شد.

مدت‌ها گذشت و نهضت مقاومت فلسطین به وجود آمد. فلسطینی ها که از صورت لاجی ء [پناهنده] به‌صورت مبارز و فدایی درآمدند، احساس می کردند که دیریازود دولت لبنان علیه آن‌ها قیام خواهد کرد و آن‌ها را از کشور لبنان بیرون خواهد راند و یا آن‌ها را لجام خواهد کرد. بدین جهت، سعی کردند در لبنان هم پیمانان و همدستانی برای خود پیدا کنند. و واضح بود که این محرومان از وطن، با محرومان در وطن هم پیمان و هم داستان خواهند شد. این تعبیر را یکی از دانشمندان فلسطینی به نام دکتر نبیل شعث می گفت و نمونه ای از حقیقت بود.

رفته رفته مردم لبنان مسلح می شدند. مارونی ها که احساس می کردند موازن? قدرت در لبنان به هم خورده است، برای یک مبارز? نظامی و خونین آماده می شدند. یکی‌دومرتبه تجربه ای صورت گرفت و زدوخوردی میان ارتش و نهضت مقاومت فلسطین انجام گرفت. در سال 1973 این زدوخورد به صورت جنگ عمومی درآمد، ولی به سرعت خاموش شد، زیرا سوریه مرزهای خود را بست و به دولت لبنان فشارهای فراوان آورد. مارونی ها احساس می کردند که ارتش دیگر نمی تواند از آن‌ها حمایت کند، به این علت به مسلح کردن افراد خود پرداختند و از تجربه های فاشیست های اروپا، به خصوص ایتالیا و فرانسه استفاده کردند و احزاب مسلحی به نام کتائب، احرار و… به وجود آوردند.

در پایان سال 1974، حدود 45هزار مسلح مارونی با تجهیزات کامل و اسلح? کاملی که از شرایط ایام ریاست‌جمهوری سلیمان فرنجیه، که مردی خون خوار و متکبر و متعصب بود، بهره جسته و از فرماندهی ارتش ژنرال غانم که مردی احمق و مغرور و نوکرمآب بود، استفاده کردند و اسلحه های