جبل لبنان که تقریباً یکپانزدهم از خاک لبنان را به وجود می آورد، سبب شد که مردم جبل لبنان سطح فرهنگی و اجتماعیشان بالا برود، در تمام روستاهای این منطقه آثاری از بیمارستان ها، مدرسه ها، درمانگاه ها، آسایشگاه ها و حتی دانشگاه ها دیده می شود. در همان وقت، مناطق دیگر به خصوص مناطق شیعه نشین در آتش ظلم و بدبختی می سوخت.
عثمانیان، شیعیان را دستهدسته به جنگ های بی فایده و کشنده گسیل می دادند. آنها را به جنگ یمن می فرستادند. کسی که از جنگ سر باز می زد، مجبور بود مالیاتی در حدود 75 لیره طلا بدهد و چون این مبلغ غالباً تأمین نمی شد، یا به جنگ می رفتند و کشته می شدند و یا زمین های خود را به فئودال ها و به مزدوران دولت عثمانی می فروختند.
تعدد گروه ها… تقسیم حکومت
به این ترتیب، جنوب لبنان، جبل عامل، که روزی مشرق معلومات و مرکز فرهنگ اسلامی بود و در هر دهی عالمی و یا مؤلفی دیده می شد و در یک ده به قراری که در بعضی از تواریخ هست، هشتاد مجتهد زندگی می کردند، این منطقه بهکلی از علم و تمدن و فرهنگ تهی شد. جوان ها رفتند، مزرعه ها خراب شد و مدرسه های دینی از بین رفت و آخرین بقایای کتابخانه ها و کتاب های علما هم در زمان حاکم عثمانی به نام احمد جَزّار سوخته شد و نانوایی ها و تنورهای شهر عکا شاهد سوختن آن کتاب ها بود.شیعیان در اثر فشار طولانی دولت عثمانی که هفتصد سال طول کشید، وضع اجتماعی نامناسبی داشتند.
سنی ها در اثر حمایت دولت عثمانی و باز بودن راه تجارت، وضع نسبتاً بهتری و از نظر مادی وضع قابل توجهی داشتند. بعد از جنگ بین الملل اوّل، آنگاه که مقرر شد لبنان به یک کشور تبدیل شود، فرانسوی ها بر لبنان و سوریه دست یافتند و انگلیسی ها فلسطین را گرفتند و بدین ترتیب، ترک? دولت عثمانی را میان خود تقسیم کردند و فرانسوی ها درصدد برآمدند که اسم لبنان را که نام جبل لبنان بود، بر کشور لبنان که عبارت بود از جبل لبنان و چهار فرمانداری دیگر، بگذارند و به این ترتیب، در سال 1923 و یا 1922 میلادی، کشور لبنان به وجود آمد.
در آن وقت گفته می شد اگر رژیم دموکراتیک در لبنان مستقر شود، رژیم دموکراتیک صورت مسابقه ای دارد و چون مردم این کشور هماهنگ نیستند و فرصت های متفاوت در پیش دارند، حتماً وضع نابسامانی خواهند داشت و ظلم ادامه خواهد یافت؛ در این مسابقه آن کس که وضع بهتری دارد، مسابقه را خواهد برد.
در رژیم دموکراتیک، قوی، قوی تر و ضعیف، ضعیف تر می شود و برای آنکه به مذاهب ظلمکشیده و عقب افتاده کمکی بشود، باید رژیم مذهبی به وجود آید، یعنی (چهار دولت) بین مذاهب مختلف به نسبت عددی آنها تقسیم شود تا هر مذهب بتواند در کابینه و در مجلس و در پیکره دولت سهمی مناسب با عدد خود داشته باشد. به این ترتیب، قرار شد یکپنجم دولت نصیب شیعیان گردد و نیز یکپنجم و کمی بیشتر به سنی ها رسید و یکچهارم به مارونی ها و یکدهم یا کمی بیشتر و کمتر به دروزی ها، کاتولیک ها و پروتستان ها و ارتدوکس ها داده شد. این کشور که در آن به نام عدالت، تقسیم منافع و مراکز انجام گرفت، درحقیقت بهانه ای برای حفظ امتیازات مارونی ها بود، زیرا اگر حقیقتاً منظور، توزیع عادلان?
