با ادام? حیات و تجاوزهای آن همراه است. غفلت، بیخودی، سهلانگاری و توجه به منافع شخصی، و ضعف و خیانت که در جهان عرب وجود داشت، از عوامل پیدایش اسرائیل به شمار میآیند.
اکنون انقلاب فلسطین در تلاش است تا به جای موارد مذکور، عواملی همچون توجه، هوشیاری، دوراندیشی، امانتداری و قدرتمندی را جانشین کند. از?این?رو، انقلاب فلسطین ولادت جدیدی برای جهان عرب نیز به شمار میرود.
3. آیین بزرگ اسلام نیز که رحمتی برای جهانیان است، در قوانین خود جهاد و مبارزه را در کنار عدالت و مهرورزی قرار داده است و در این آی? کریمه از آن چنین تعبیر میکند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ.»[4]
امّا در ادامه، یعنی پس از حدود دو قرن و اندی، بر اسلام ضربهای وارد آمد و جهاد از آن جدا شد و پیروان اسلام تلاش کردند که از مرگ دوری کنند، امّا در مرگی همیشگی گرفتار آمدند و دشمنان به آنان و سرزمینهای آنان طمع ورزیدند و بهتدریج بر آنان سلطه یافتند، ثروتهاشان را چپاول کردند و با تقسیمبندی و تحقیر مسلمانان، آنان را از عرص? تاریخ بیرون راندند.
انقلاب الجزایر در غرب سرزمینهای اسلامی به وقوع پیوست و به پیروزی رسید و لازم بود که در مشرق سرزمینهای اسلامی نیز انقلابی برپا شود تا روح جهاد را به کالبد اسلام بازگرداند و تصویر خدشهدار شد? اسلام را تصحیح کند و آن را بار دیگر آیین عزت و رأفت و دین برحق گرداند.
4. آیین باشکوه مسیحیت نیز که از شرق برخاسته و ارزشهای آسمانی و حال و هوای شرقی دارد و ژرفانگری و تسامح و انفتاح شرقی را به همراه دارد، به غرب مادیگرا و نمادپرست انتقال یافت و دنیای غرب نیز مسیحیت را دگرگون کرد و با قساوت و تعصب و خودخواهی خویش، چهرهای زشت از آن ارائه کرد که از چهر? حقیقی مسیحیت بسیار فاصله دارد. سپس به سوی شرق تاخت و تلاش کرد تا اهالی مشرق زمین، اعم از مسیحیان و مسلمانان را به استعمار کشد و برای رسیدن به این هدف، اختلافات و تناقضات دروغین در شرق پدید آورد و از راه شکافها و رخنههای موجود، نفوذ کرد و بر خلاف نقابی که بر چهره نهاده بود، از فقر و فروتنی و دیگرخواهی و محبت و عشق والای انسانی کاملاً به دور بود، و به عبارت دیگر، از ویژگیهای اصلی مسیحیت فاصل? بسیار داشت.
از اینجا بود که رنج و محنت، محنتِ همزیستی آغاز شد. تلاش ما آن بود که در ظاهر و در تعارفات، همزیستی را تجسم کنیم و نتوانستیم، پس منطق مادیگرا و سنگدل غربی چیره شد و مسیحیت نیز همچون اسلام در معرض اتهام قرار گرفت.
در این میان، انقلاب فلسطین با نزدیککردن جانها و درآمیختن خونها و تلاش برای عبور از گذشته و ساختن فردایی بهتر، همواره درصدد به تصویرکشیدن و متبلور کردن همزیستی بوده است. این انقلاب به آسمان و بلندای آسمان نظر دارد، نه به زمین و رنجهای آن. این انقلاب تولدی دوباره برای
[4].?«ما پیامبرانمان را با دلیلهای روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویی سخت و منافعی برای مردم است، فروفرستادیم، تا خدا بداند چه کسی بهنادیده، او و پیامبرانش را یاری میکند. زیرا خدا توانا و پیروزمند است.» (حدید، 25)
