دشمن به خاطر شدت ناراحتی از این قطعنامه سردرگم شده و سازمان ملل و آمریکا را متهم میکند و به دوست و دشمن میتازد، ولی ما به اینها توجهی نمیکنیم، زیرا تنها به تعداد کشتهشدگان گوش میدهیم و ماجرای ربودهشدگان را دنبال میکنیم و به دنبال آتشبس هستیم؟
پروردگارا! ما را ببخش! ای کسانی که به جنگ تشویق میکنید، دیگر بس است! شما شرافت و افتخار را بهکلّی در انحصار خود درآوردهاید. مقداری از آن را برای دیگران بگذارید؛ برای دشمنتان اسرائیل؛ برای نسلهای آینده، و از خدا پروا کنید. ای کسانی که با خون و زندگی بیگناهان و با آبرو و شرافت میهن سوداگری میکنید، دیگر بس است! کشور شما بهتنهایی به انداز? کل اعراب در جنگهای چهارگانه، خسارتهای جانی و مالی دیده و شما هم? این دستاوردها و پیروزیها را رایگان و بدون عوض به اسرائیل تقدیم کردهاید.
ای لبنانیان! بیایید اندکی بیندیشیم و اوضاع را دوباره ارزیابی کنیم. چرا میجنگیم؟ وظیف? ملی و انسانی جنبش و مسئولیت تاریخی آن میطلبد که مواضع و پاسخهایی روشنتر داشته باشیم.
مسئولیت جنبش در قبال محرومان و امانتی که به نمایندگی از محرومان بر دوش دارد و نیز سوگندی که جنبش به آن پایبند شده است، هم? اینها جنبش را بر آن میدارد که اکنون بیش از گذشته و بیش از دیگران شفافسازی کند و پردهها را بدرد، زیرا محرومان بیشترین سهم را از خسارتهای جانی و مالی داشتهاند و مناطق و گذرگاههای آنان پیوسته مورد حمله بوده است.
خاندانها و عشایری که عزیزان خود را ازدست دادهاند، میدانند که قصاصی که به حق هم هست، در این شرایط بر وضع عمومی جامعه بازتاب پیدا میکند.
گذشته از آن، آمادگیهای پیوسته، نشانگر استمرار نیتهای تجاوزکارانه است که باید متوقف شود.
از این رو، شفاف کردن مواضع به هر قیمتی که باشد واجب است و بیان هم? حقیقت برای مردم ضرورتی حتمی است.
اکنون جنبش با صداقت و اخلاص، خطرها و اهداف و مسئولیتهای فردی و گروهی هر شهروند، بهویژه هم? محرومان را اعلام و تأکید میکند که موضع رهبران جنبش، از ابتدای حوادث دردناک و بلکه قبل از آن، همین موضع بوده و همچنان نیز موضع آنها باقی خواهد ماند تا اینکه یکی از خطرهایی که باید در برابر آن ایستاد و در مقابل آن اسلحه به دست گرفت، در صحنه پدیدار شود.
یکی از این خطرها، خطر تجزیه است، به هر شکلی که مطرح شود؛ جدایی از وطن یا مقدمات آن، مانند اینکه لبنان را به کشوری فدرالی یا کنفدرالی یا متشکل از کانتونهای فرقهای تبدیل کنند. این دیدگاه، یکپارچگی و استقلال کشور را تهدید میکند و دیگر مناطق، بهویژه جنوب را در خطر اشغال قرار میدهد. این دیدگاه افزون بر آنکه قربانیان فراوانی بر جا میگذارد و ویرانی ناشی از آن، ویرانیهای کنونی را به فراموشی میسپارد، در صدد تأسیس اسرائیلی دیگر در منطقه است و تلاشهای رسالت مسیحی طی یک قرن یا بیشتر، در راه گفتوگو و همزیستی را به هدر خواهد داد و افزون بر آن،
