گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 256

سند شمار? 30-11-75

موضوع: بیانی? جنبش محرومان - عید استقلال و رخدادهای کنونی

مکان و تاریخ: بیروت، نوامبر 1975.

مناسبت: فرارسیدن عید استقلال.

منبع: جزو? موجود در آرشیو جنبش امل.

متن

جنبش محرومان بیانیه ای طولانی با عنوان « عید استقلال و رخدادهای کنونی » صادر کرد و در آن به تبیین دیدگاه خود دربار? رخدادهای مهم کشور، چه قبل از شعله ور شدن جنگ داخلی و چه هم زمان با آن پرداخت.

اوّل. عید استقلال

عید امسال هیچ نظیری در تاریخ لبنان و حتی در تاریخ ملت‌ها نداشته است، زیرا لبنان در حالی آن را جشن می‌گیرد که گویا خدای نکرده در مراسم سوگواری است.

اکنون که این سخن را می‌گوییم از خداوند آمرزش می‌طلبیم و از میهن عزیز و بلکه عزیزترین و نیز از هم‌وطنان پوزش می‌خواهیم، ولی این‌گونه سخن می‌گوییم تا شاید دل‌ها و عقل‌ها را تکان دهد تا همگی دوباره اوضاع را ارزیابی و در آنچه با دست خود انجام دادیم، بازنگری کنیم و با میهن و هم‌وطنان عهد و پیمانی دوباره ببندیم.

این‌گونه سخن می‌گوییم تا آرزوهای شرافتمندانه‌ای را که در شامگاه استقلال، آفاق و انفس را پر کرده بود، دوباره به ذهن‌ها و عواطف برادرانه و پاکی که معجزه آفریدند، بازگردانیم. این آرزوها از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول کرده بود. ناگاه دیدیم این آرزو در فضایی آکنده از برادری و آزادی و پویایی و بلکه آکنده از امنیت و شوق و امید، به حقیقت پیوست. انسانیت دریافت که بذر آیند? او در سرزمینی کوچک در مشرق کاشته شده است: سرزمینی که تمدن و فرهنگ پیشین بشر و تعامل ملت‌ها با یکدیگر نیز در آن رشد کرده بود.

آن زمان اعراب گفتند: لبنان ضرورتی حتمی برای ماست و مؤمنان در سرتاسر دنیا نیز بر نقش این تجربه در تحقق بخشیدن به رسالت جهانی آن‌ها تأکید کردند.

بدین‌ترتیب، ما لبنانیان در بامداد 22 نوامبر 1943 در نهایت شادمانی و افتخار و با امیدهایی فراتر از محدود? خاک وطن و در روزی که دامنه و گستر? آن، کل تاریخ، از گذشت? شکوهمند تا آیند? سعادتمند آن را در بر می‌گیرد، این امانت گران‌سنگ را بر دوش گرفتیم.

این مناسبت دوباره از راه فرا می‌رسد، ولی…؟!

هر‌چند اکنون درد این مناسبت از هر درد دیگری بیشتر است، در عین حال، ما نیز محکم‌تر از هر زمان دیگر نمی‌پذیریم که تسلیم ناامیدی شویم و هم? این آرزوها را بر باد دهیم و هم? این تلاش‌ها را کُند کنیم.

عید را شادباش نمی‌گوییم، چرا‌که شادی برایمان باقی نمانده است. همچنان‌که هیچ تسلیتی را نمی‌پذیریم، چرا‌که نمی‌پذیریم که همه‌چیز