یکسان برخورد کند.»
پاتریارک در ادامه گفت: «خواستند ما را در کمیت? گفتوگو قرار دهند، ولی جنبلاط اعتراض کرد، زیرا او خواهان دولتی سکولار است و من نیز دراینباره با او موافقم.
وی در پایان سخنانش گفت: «وقتی اوضاع عادی است، سیاستمداران به ما میگویند شما به مسائل معنوی بپردازید، ولی وقتی وضع خراب میشود، میگویند به ما کمک کنید. ما باید بدون در نظر گرفتن آنها به این مسئله اهتمام بورزیم.»
بخش دوم. بیانی? پایانی:
از عنایات خداوند بر لبنان و مردم، آن بود که به رؤسای فرق لبنان توفیق داد تا اولین نشست از سلسله نشستهای خود را در دو جلس? صبح در بکرکی، و عصر در دارالفتوای اسلامی، برگزار کنند. فجایع هولناکی که کشور را فراگرفته است و خطرهایی که اتحاد و استقلال آن را و امنیت مردم را تهدید میکند و امنیت کشورهای عربی دوست را و مسئل? فلسطین را در معرض خطری بزرگ قرار داده است، در این جلسات مورد بررسی قرار گرفت. آنها این نکته را نیز مورد نظر قرار دادند که این فجایع بهصورت فزایندهای رنگ فرقهای به خود گرفته و در نتیجه، مردم بیگناه، به نام دین مورد تجاوزهای جنایتکارانه قرار میگیرند و به مساجد و کلیساها و علمای دین به نام دین حمله میشود، در حالی که دین از این اعمال بهدور است. بنابراین، اساس لبنان و جنب? ممتاز فرهنگی آن در معرض تهدید قرار گرفته است.
پس از بحث و بررسی مسئولانه دربار? این شرایط، رهبران فرق تصمیم گرفتند نشستهای مشترک خود را در مقر دیگر فرقههای لبنان نیز دنبال کنند. آنان دستور کاری تدوین کردند و هیئتی به منظور پیگیری آن تشکیل دادند و در پایان روز نخست، بیانی? زیر را صادر کردند:
1. شرکتکنندگان در این نشست اعلام میکنند که خداوند تبارک و تعالی است که ما مسلمانان و مسیحیان را گرد هم میآورد و ما از اوییم و به سوی او باز میگردیم. اگر ما خود را به اخلاق الهی آراسته کنیم و در صلح و صفا زندگی کنیم و به ارزشهای والای معنوی و کرامت انسان در راه ساختن لبنانی بهتر پایبند بمانیم، عدالت و لطف و رحمت خداوند که به یکسان شامل حال هم? ماست، ما را متحد خواهد کرد.
2. حاضران اعلام میکنند که وقایع خشونتآمیزی که در لبنان اتفاق افتاد، از قتل و ترور و آدمربایی و غارت و بیرون کردن مردم از محل زندگی خود و آتش زدن خانهها و مغازهها و هتک حرمت کلیساها و مساجد، اعمالی هستند که مسیحیت و اسلام آن را محکوم میکنند.
3. حاضران بر این باورند که برجستهترین ویژگی لبنان و اساساً آنچه عامل پیدایش لبنان و تمایز آن شده، همزیستی بینظیری است که در خاک آن وجود دارد و این ویژگی امانت خداوند و ودیع? مؤمنان در نزد آنان است. از این رو، آنان به این ویژگی پایبندند و هرچه را موجب از بین رفتن آن شود، محکوم میدانند و بهویژه تجزیه را به هر شکلی که باشد، ازجمله ایجاد تفرقه در قلوب مردم که نزدیک بود کشور گرفتار آن شود، برنمیتابند. آنان معتقدند از بین رفتن این ساختار به محکومیت مسلمانان و مسیحیان هردو میانجامد و همچنین به طور ویژه با رسالت مسحیان عرب در تضاد است و ستمی است به آیند? جهان که به سمت همگرایی در حرکت است.
