زمین? تفکر و عواطف و مواضع و دیدگاههاست.
متأسفانه در لبنان نظامی بر سر کار نیامد که بتواند این تناقضات را حل کند و ملتی یکپارچه با شایستگیهای متعدد پدید آورد و ساختاری ایجاد کند که بیانگر حداقل گرایشها و دیدگاههای مردم باشد.
3. سیاست در لبنان بسیار بیرحم است و برخی از سیاستمداران با سوءاستفاده از فضای دموکراسی، ابزارهای مجاز و غیر مجاز را برای پیروزی خود به کار میبرند و به هر عاملی در داخل و خارج که به پیروزی آنان کمک کند، توسل میجویند و هم? نیروها و ابزارها را?- هرچند نامشروع باشند?- در راه موفقیت خود به کار میبرند.
این شیوه به هم? ردههای سیاسی تابع انتخابات، از ریاستجمهوری تا کدخدای روستا، سرایت کرده و پیامدهای خطرناکی داشته است؛ به گونهای که افراد بسیاری برای رسیدن به منافع انتخاباتی، به برانگیختن حساسیتها و باورهای خطرناکی در بین مردم پرداختهاند.
خطر ناشی از بازی سیاسی در لبنان از حد تهدید وحدت ملی فراتر رفته است و اخلاق را و بنیان خانوادهها را و منافع عمومی را نیز تهدید میکند.
4. لبنان با دشمن خطرناکی روبهروست که در انواع جنگ و بهویژه جنگ روانی و جنگ رسانهای و جنگ دیپلماتیک مهارت دارد. تجاوزهای اسرائیل به جنوب، فضای جنجالبرانگیز و ناآرامی در آنجا پدید آورده است و چنین برمیآید که اسرائیل سیاست زمینهای سوخته را در پیش گرفته است.
آوارگان خشمگینی که حکومت را به سبب دفاع نکردن از جنوب مسئول میدانند، عامل تشنج در شهرها و در پایتخت و حوم? آن هستند.
گذشته از آن، شیو? رفتار دشمن هنگامی که وارد سرزمینهای لبنان میشود و نحو? برخورد او با ربودهشدگان و کیفیت کارهای عمرانی و کشاورزی او در مرزها، همگی نوعی جنگ روانی است که اسرائیل با ابزارهای گوناگون خود بر ضد جامعه لبنانی به راه میاندازد.
اکنون وضع سیاسی اسرائیل به گونهای نیست که بتواند جنوب را اشغال کند، ولی تلاش میکند تا جامع? لبنان را از درون دچار حالت بحران و انفجار کند و زمینه را برای اشغال آن فراهم سازد.
5. فلسطینیان در سال 1948 وارد لبنان شدند و در اردوگاهها سکونت یافتند و در اوضاع دشواری زندگی کردند. آنان تا سال 1967 به بازگشت خود امید داشتند، ولی [پس از آن] دیدند کشورهای عربی و دولتهای بزرگ و مؤسسههای بینالمللی کمکم در صدد زدودن آثار دشمنی با اسرائیل برآمدهاند و گویا فلسطین و ملت آن را فراموش کردهاند. از این رو بود که اسلحه به دست گرفتند و گروههای مقاومت تشکیل دادند و لبنان یکی از مهمترین مراکز فعالیت آنان بود. به همین جهت حملات و تجاوزهای اسرائیل به مراکز فلسطینیان در لبنان شدت یافت و تبلیغات اسرائیل برای تحریک مردم لبنان و معرفی فلسطینیان به عنوان مسئول این حملات بالا گرفت.
جبه? مقاومت فلسطین وقتی شکایتهای برخی از گروههای لبنانی را شنید و نیز موضع مبهم مقامات لبنانی را مشاهده کرد، نسبت به آینده و سرنوشت خود احساس خطر کرد. پس از آن، حوادث سپتامبر در اردن و یورشهای اسرائیل به صرفند و فردان و اردوگاه نهرالبارد پیش آمد که مقاومت فلسطین را بر آن داشت که از یک سو تا دندان مسلح شود و از سوی دیگر با برخی از گروههای لبنانی ارتباط برقرار
