گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 196

حقیقت بی‌توجهی می‌شود.

ششم. جنوب

جنوب قلب لبنان است؛ پس چرا به شهروندان آن یکی از سه گزین? کشته شدن یا خوار شدن یا کوچ کردن تحمیل می‌شود؟

تجاوزهای پی‌درپی و رو به افزایش اسرائیل تا کنون بدون پاسخ مانده است و این آینده‌ای تاریک برای شهروندان جنوب ترسیم می‌کند. شهروند جنوب را به انتخاب کدام یک از این سه مورد توصیه کنیم؟ البته گزین? دیگری هم هست که فراموش کردم؛ می‌توانیم او را به تعامل با دشمن نیز سوق دهیم.

این سخن ظالمانه که جنوب سرزمینی خالی از مردم است، اگر نگوییم توطئه است، آیا اشغال اسرائیل را تسهیل نمی‌کند؟

سخن دربار? جنوب طولانی و غم‌انگیز است. من از ابتدای این محنت با آن زندگی کرده‌ام، گاه با سکوت و گاه با فریاد، و تا جایی که بتوانم دردهای آن را به دوش می‌کشم… تا اینکه همگان را برآن داریم که به مسائل داخلی و مرزی جنوب و مردم شریف و محروم آن اهتمام ورزند تا جنوب را و در پی آن لبنان را نجات دهیم.

وظیف? ملی اقتضا می‌کند که هر شهروندی خود را به جای شهروند جنوب قرار دهد و مصیبت‌های او را درک کند؛ یعنی تجاوزهای اسرائیل، رکود زندگی، ویرانی، ستم و گذشته از آن‌ها بی‌توجهی و سکوت رسانه‌ای.

به نام کسانی که در جهنم تجاوزهای اسرائیل زندگی می‌کنند؛ و به نام بی‌گناهانی که در بیروت و اطراف آن و در بقاع و شمال جان می‌دهند و بدون هیچ گناهی در زیر فشار حوادث خرد می‌شوند؛ و به نام میهن که در جسم خود دو زخم دارد: زخم جنگ داخلی و زخم تسلیم شدن در مناطق مرزی… به نام هم? آن‌ها از شما لبنانیان شریف می‌خواهم که همگی با یاری همدیگر جنگ را و صلح را در مکان مناسب خود برگزینیم و کشور و مرزها را نجات دهیم.

عزیزان!

دوست داشتم به همین اندازه بسنده کنم و به سخنان خود با شما پایان دهم؛ شما مردان کلم? طیبه‌اید و مانند شجر? طیبه‌اید. از شما می‌خواهم که قلم‌هایتان گویای حروف و کلمات والایی باشد که لبنان روزی ابداع کرد و به هم? جهان صادر کرد.

پس در محبت‌ورزی و در سازندگی با یکدیگر همکاری کنید و چنگال‌های آتش‌افروزی و دشمنی را و نعره‌های کینه‌توزانه را قطع کنید تا خداوند لبنان را و شما را حفظ کند.

ولی ترجیح دادم اندکی به صحبت ادامه دهم تا برخی از مسائلی را که در نبود من رخ داده و دچار سانسور و سیاه‌نمایی شده است، روشن کنم. اگر سخن من دربار? خودم حمل بر خودستایی می‌شود به درگاه خداوند طلب آمرزش می‌کنم؛ ولی تقدیر چنین خواسته است که من تنها برای خودم نباشم بلکه ذره‌ای ناچیز از سرمای? این کشور گران‌قدر باشم و لبخندی کوچک بر لبان ستم‌دیدگان آورم و بارق? امیدی در دل محرومان بیفروزم. از این رو، به خود اجازه دادم برای برطرف کردن برخی توهمات اندکی سخن بگویم.

1. دربار? جنبش محرومان

جنبش محرومان جنبشی مردمی است که هم? انسان‌های پاک بدون استثنا خود را نمایند? آن