تازه به وجود آمد. حتی مفهوم معرفت و شناخت نیز به مهارت در کاربرد اسلحه و نشانه رفتن به سوی رهگذران تغییر پیدا کرد. کرامت را نیز دیدیم که در زیر نور خورشید میلرزید و از محرومیت خود میگریست. استقلال نیز از بزرگترین محرومان است و آنچه در رؤیای خود میدید، محقق نشد. از این رو وظیف? من - به عنوان عضوی در یکی از مراکز مسئول - این است که گزارشی به محرومان ارائه دهم؛ گزارشی که حاکی از پیشنهاد و توضیح و درخواست نیست.
کابوس وحشتناکی که اخیراً ما را در بر گرفت و حرکت و پویایی را از ذهن و جسم ما سلب کرد، بحرانی بود که تنها با شتاب در حل آن میتوان از پس سنگینی و دشواری آن برآمد و کوتاهی و سهلانگاری، ما را در شناخت خطر و سنجش بزرگی آن و مقابله با آن یاری نخواهد کرد. چه معنایی دارد که اکثر قریب به اتفاق، با چشمانی که از اشک خالی شده است، به کسانی که دربار? دورههای آینده صحبت میکنند، بنگرند!
برخی افراد حوادث را چنان تحلیل میکنند که انسان میپندارد راهحل را نشان خواهند داد، ولی طولی نمیکشد که میبینیم بررسیهای آنان تحتالشعاع هوا و هوس و مصلحتطلبی قرار میگیرد؛ گویا وطن میدان تجربههای شخصی است و مردم موشهای آزمایشگاهیاند تا برای آزمودن طرحهای ایدئولوژیکی یا ایدههای سیاسی خود و یا آزمایش وحشیان? مدرنترین آفتکشها و حشرهکشها از آنها استفاده کنند.
روزها میگذرد و این بحران لاینحل مانده است و تصاویر دهشتناک و اوضاع نابسامان آن در حوادث هولناک زحله و حوادث هولناکتر طرابلس دیده میشود.
این یک طرف قضیه است. طرف دیگر چگونه است؟ هموطنان بیصبرانه منتظرند تا نقش خود را ایفا کنند و در راه وطنی آزاد و سالم و باکرامت هم? وجود خود را در طبق اخلاص بگذارند.
برادران عرب و بهویژه فلسطینیان از ارزش لبنان و اهمیت آن در تعیین سرنوشت آنها، چه از نظر سلبی و چه از نظر ایجابی آگاهاند.
دنیای متمدن، عظمت بافت لبنان را و ویژگیهای برجست? آن را در عرص? تمدن و فرهنگ و ضرورت وجود آن را برای تمدن امروزی درک میکند.
مسلمانان شرق و غرب نیز آی? زیر را فراروی خود میبینند: «وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى.»[85]
ابعاد امروزی نهفته در این آیه آنان را به شگفتی وامیدارد و راست گفت خداوند بلند مرتبه. خداوند لبنان را که مصداق و تبلور این آیه است، حفظ کند. مسیحیان جهان میدانند که رسالت مسیحیان لبنان چقدر والا و باعظمت است. مگر مسیحیان لبنان عامل فراگیری فرهنگها و انتقال آنها و گفتوگو و تعامل میان آنها نیستند؟ مگر نه این است که لبنان به سبب وجود آنان، پنجرهای به روی تمدن شرق و غرب نامیده شده است؟ مگر نه اینکه آنان ژرفترین روحانیت شرق را در سفرهای خود برای غرب به ارمغان میبرند و با سودمندترین تجارب غرب به شرق بازمیگردند؟ مسیحیان جهان میدانند که مسیحیان مشرق زمین امانتدار قدس عربی هستند و بیشترین توجه را به آن و بیشترین اهتمام را در
[85].?«و مهربانترین کسان نسبت به آنان که ایمان آوردهاند، کسانی را مییابی که میگویند: ما نصرانی هستیم.» (مائده، 82)
