عقب ماندگی در برخی مناطق لبنان حتماً ارتباط تنگاتنگی با ساختار لبنان دارد. در این صورت شما بدون تردید لبنانی جدید و ساختاری جدید پیشنهاد می کنید و به کاری فراتر از نزاع و درگیری ها فکر می کنید، یعنی از نوساختن لبنان. از نظر شما بیماری روشن است. آیا درمان و داروی آن نیز به همین روشنی است؟
وقتی بیماری مشخص و روشن باشد داروی آن نیز مشخص و روشن است. اگر بخواهیم بیماری لبنان را تشخیص بدهیم، این بیماری در چهار مورد خلاصه میشود:
اوّل. بیعدالتی در زمین? توسعه و فرصتها؛
دوم. به تأخیر انداختن مسائل مهم ملی و نیافتن راهحل برای آنها و در نتیجه تحقق نیافتن توافق حداقلی شهروندان دربار? آنها؛
سوم. شیو? فعالیت سیاسی در لبنان؛
چهارم. گرفتار بودن ما به دشمنی که جنگهای گوناگونی بر ضد ما به راه میاندازد که در رأس آنها جنگ روانی بر ضد لبنان است.
بر این اساس، میتوانیم بگوییم دارو نیز روشن است. یعنی اگر نخستین گام برای برقراری عدالت را برداریم (نمیگوییم اگر عدالت را برقرار کنیم چون برقراری عدالت به زمانی طولانی نیاز دارد) اگر در چارچوب برنامهای روشن که برای مردم اطمینانآور باشد، نخستین گام برای برقراری عدالت را برداریم و اگر آنچه را امروزه شفافسازی و آشتی ملی نامیده میشود، در پیش بگیریم تا گروههای لبنانی گرد هم جمع شوند و مسائل بنیادین را مطرح و در مورد آنها توافق کنند و در نتیجه به توافقی تازه برای زندگی در لبنان دست یابند، در این صورت درمان آسان میشود.
به دیگر سخن، من فکر نمیکنم ساختار لبنان، به معنای همزیستی لبنانیان از مذاهب گوناگون، عامل بروز مشکل باشد. به هیچ وجه! بلکه برعکس، وجود مذاهب و فرقههای گوناگون در لبنان، منشأ قدرت و عامل تمایز تمدن لبنان بوده است. حتی فکر نمیکنم نظام فرقهای نیز علت وضع کنونی باشد، بلکه عملکردهای نادرست، چنین وضعی را پدید آورده است. مثلاً عدهای میپندارند بسیاری از مردم خواهان آن هستند که اختیارهایی از گروهی گرفته شود و به گروهی دیگر داده شود. هرگز این طور نیست! در لبنان طرحهای فراوانی مانند لیطانی و عاصی و اتوبانسازی وجود دارد که مؤسسههای سرمایهگذاری میتوانند آنها را اجرا کنند، بدون آنکه از حق یا مال یا فرصت کسی کم شود.
عملکرد نادرست است که این وضع را به وجود آورده و راهحل آن نیز روشن است. درمان این بیماری به هیچ وجه سخت نیست و تنها به اراده برای درمان نیاز است.
گذشته از آن باید گفت: اگر لبنانیان به شیوهای دموکراتیک بر ساختاری بهتر برای نظام حاکمیت خود توافق کنند [باید به آن احترام گذاشت، چراکه] بدون شک نظام ما از لحاظ فرقهای بودن، بهترین و آرمانی نیست امّا تردیدی وجود ندارد که انسان تاکنون به هیچ نظامی بهتر از نظام دموکراتیک دست نیافته است. در مورد نظام فرقهای که به دلایل سلبی و ایجابی گوناگون شکل گرفته است، شکی نیست که میتوان بدیلی بهتر برای آن پیدا کرد.
فکر می کنم در این بخش از بحث، نوبت به مقاومت فلسطین می رسد. رابط? این مقاومت با ساختار جدید لبنان چیست و حضور فلسطینیان در لبنان چه
