برترین عبادت سخنِ حق گفتن در برابر سلطان ستمکار است.
عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنه[82]
روشن است که نتیج? این روش تربیتی بینهایت خطرناک بوده است، چراکه نبود عدالت در جوامع از مرحل? خطرهای سیاسی و اجتماعی گذشته و به مرحل? انحرافات ایدئولوژیک رسیده و موجب ناامیدی بزرگی از دین و مؤسسههای دینی و علمای دین، مخصوصاً از آن دسته از علمای دین که در برابر بیدادگریها سکوت میکنند و برای احقاق حقوق مردم زیر ستم مبارزه نمیکنند، شده است. خلاص? سخن اینکه این جدایی در کوششهایی که به منظور تحقق عدالت در جوامع اسلامی صورت میگیرد، نابسامانیهایی به وجود آورده و مشکلات اجتماعی و سیاسی و اعتقادی بسیاری به جای گذاشته است.
هرگاه عدالت، در برخی جوامع، بهصورت جزئی و جدا از قاعده و زیربنای اعتقادی - اسلامی تحقق یابد، مشکلات بزرگتری به جای میگذارد. زیرا این نوع عدالت موجبات متعارف و فرهنگی خود را همراه میآورد و شکل خاصی از مصرف را به جامعه تحمیل میکند و، در نتیجه، شیوهای تازه از زندگی را در پیشاروی انسان مینهد که او را به گمراهی میکشاند.
مسئولیت علمای دین در این زمینه بسیار بزرگ و دقیق و فوری است. زیرا آنان در راه خدمت به اسلام و مسلمانان، بهویژه محرومان و ستمدیدگان، امین مردماند و تنها آناناند که میتوانند از مبارزه و پیکار محرومان و ستمدیدگان در داخل جامعههای اسلامی تصویر درستی به دست دهند و شائب? تندروی و الحاد را از آن بزدایند و بهویژه از خدشهدار شدن تلاشهایی که برای احقاق حقوق صورت میگیرد، جلوگیری کنند. زیرا که ستمگران و غاصبانِ حقوق ملتها به متهم کردن این جنبشها به الحاد یا طائفهگرایی عادت کردهاند و بهترین راهحل برای این سلاح ویرانگر پشتیبانی علمای دین از جنبشها و حمایت از آنهاست.
مسلمانان امروز نهتنها تصور درستی از عدالت اقتصادی و اجتماعی اسلام و خطرهای ناشی از آن -ازجمله گسست و فقدان دورنمای همهجانب? عدالت - ندارند، بلکه واقعیت اجرا نشدن عدالت اقتصادی و اجتماعی، جز در موارد نادر و کمیاب، بهخوبی نمایان است.
شمار آنان که در جامع? اسلامی از زندگی شرافتمندانه و از عدالت محروماند رو به فزونی است و احساس محرومیت آنان بر اثر ریخت و پاشها و تظاهر به ثروتمندی و رفاه، عمق بیشتر مییابد.
شرایط زیستی مسلمانان در کشورهای مختلف به گونهای است که به تفاوت ژرف در سطوح زندگی منجر شده است. این امر ناشی از پیدایش ثروتهای طبیعی و افزایش بهای مواد خام در این کشورها بوده است. بالطبع، چنین فرایندی به فقیرتر شدن ملتها و ثروتاندوزی دست? دیگر میانجامد.
اینهمه نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی و واقعیتهای تلخ و دردناک به روشنی در برابر چشم همگان نمایان شده است، بدون آنکه هیچگونه توجیهی برای تأخیر در تطبیق و اجرای عدالت در
[82].?«عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنة» (بحارالانوار، ج72، ص352).
