این شیو? تفکر پیش از ارتباط و تأثیر متقابل فکری میان اروپا و دنیای اسلام بوده است و پس از این ارتباط به شکل روشن و مؤثری بروز نموده، به طوری که به صورت مکتبی حاکم بر امت مسلمان درآمده است.
خداوند تنها در معابد و مساجد و در روزهای جمعه و ماه رمضان پرستش میشود. و ایمان تنها در شرایط سخت و دشوار انسان بازتاب دارد؛ در هنگام مرض، ناکامی، شکست، فقر و پیری؛ نه در روزهای زندگی، دوران جوانی، تندرستی، پیروزی و کامیابی. درِ بازار، کارگاه، کارخانه، کشتزار، و اداره و سایر عرصههای زندگی بر روی ایمان بسته شده و خارج از دایر? نفوذ آن است.
کسانی که این بینش را پدید آوردند و داعیهدار آن بودند، برای خود محیطی میخواستند که ایمان و خداوند ناظر بر اعمال آنان نباشند تا به آزمندیها و هوای نفس خود میدان دهند و انسانها را بیرحمانه استثمار کنند و ابزارهای کسب درآمد و منافع را بدون قید و شرط و بدون پایبندی به شیوههای شرافتمندانه در اختیار بگیرند. آری، کسانی که چنین خواستههایی داشتند و پیامآور فرهنگ و تمدن مادی غرب بودند، همانهایی بودند که احساسات دینی و مسئولیتهای معنوی و روحی را مانعی بر سر راهشان میدانستند و پس از پایان دادن به دوران فلسف? اسکولاستیک و قلع و قمع طرفداران آن به ریشهکن ساختن احساسات دینی و خاموش کردن بارقههای آن در سراسر دنیا ادامه دادند. سپس عرصه را برای نظام سرمایهداری که همان رسالت نامقدس آنان بود باز کردند، تا کارش را با آزادی مطلق و بدون هیچگونه التزام و تقیدی آغاز کند و به صنعت و تولید و افزایش تولید بپردازد، و سپس برای مصرف و فروش کالاهای تولیدی خود به جستوجوی بازار رود و استعمار و استثمار کند و جنگها به راه اندازد و تمدنها و فرهنگها را پایمال کند و فقر و نیازمندیهای ساختگی را برای ملتها به ارمغان آورد.
اینان سرانجام، آن طور که پیداست، گور تمدن خود را خواهند کند و تمدن بشری را نابود خواهند کرد. زیرا با عمل خود، در بستر زندگی، خلأ آرمانشناختی و فقری در حد کفر و تضادهایی را سبب شدهاند که هم برای ملتهای جهان و هم برای خود دشواریهای پیچیده و دردهای علاجناپذیری به وجود آورده است.
با این توضیحات، به بررسی وضع ملتهای اسلامی باز میگردیم. انسان از عدالت دور و عبادات از مضمون خود تهی شده و بهصورت مراسم خشک بیروح درآمده است.
قرآن کریم بارها تأکید کرده است که عبادتها و بهویژه نماز، هرگاه همراه زکات یا برآورده کردن نیاز نیازمندان و همسایگان و نزدیکان نباشد، پس وای بر چنین نمازگزاری.
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ، الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ، الَّذِینَ هُمْ یُرَاؤُونَ، وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ.»[80]
شاید برخی از علمای دین، با دعوت و تبلیغ یا با سکوتشان، در نشاندن عبادت به جای عدالت، سهیم بوده باشند. این در حالی است که اسلام اعلام داشته است:
افضل العبادات کلمة حق عند سلطان جائر[81]
[80].?«پس وای بر آن نمازگزارانی که در نماز خود سهلانگارند؛ آنان که ریا میکنند و از دادن زکات دریغ میورزند.» (ماعون، 4-7)
[81].?«افضل العبادات کلمة حق عند سلطان جائر» (طوسی، الغیبة للحجة، قم، مؤسس? معارف اسلامی،1411 قمری، ص404.)
