گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 157

«وَأَنفِقُوا[63] مِمَّا جَعَلَکُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ.»[64]

‌ ب. مسئولیت‌های‌ جامعه. از طرف‌ دیگر، جامعه‌ نیز نسبت‌ به‌ افراد مسئولیتی‌ کاملاً‌ برابر دارد. احادیث‌ و فتاوا نشان‌ می‌دهد که‌ کلی?‌ ساکنان‌ یک‌ دهکده‌ نسبت‌ به‌ فردی‌ که‌ از گرسنگی‌ می‌میرد، مسئولیت‌ دارند. درحقیقت، این‌ مسئولیت‌ هر نوع‌ مرگ‌ و هرگونه‌ زیان‌ و آسیبی‌ را نیز در بر می‌گیرد. در روایت‌ آمده‌ است‌ که‌ «اهل‌ قریه از ذم?‌ خداوند و پیامبرش‌ دور و بیگانه‌اند»، زیرا آنان‌ در امانت پروردگار خیانت‌ کرده‌ و عهد و پیمان‌ خداوند را شکسته‌اند، چون‌ مسئولیت‌هایشان‌ را در برابر فرد مزبور انجام‌ نداده‌اند.

آنچه‌ از مسئولیت‌های‌ جامع?‌ روستایی‌ در برابر فرد گفته‌ می‌شود عیناً‌ در مورد جامع?‌ شهری‌ و مناطق‌ و سرزمین‌هایی‌ که‌ مردم‌ در آن‌ها تشکلی‌ یکپارچه‌ دارند، صدق‌ می‌کند.

حضرت‌ علی‌(ع)‌ با تعجب‌ و استنکار[65] از خود می‌پرسد: « آیا من‌ سیر بخوابم‌ و پیرامونم‌ شکم‌هایی‌ باشد از گرسنگی‌ به‌ پشت‌ دوخته‌ و جگرهایی‌ سوخته؟»[66]

‌ ج. مسئولیت‌های‌ متقابل. افراد جامعه‌ نیز نسبت‌ به‌ یکدیگر مسئولیت‌های‌ متقابلی‌ دارند. از دیدگاه‌ قرآن‌ و روایات، افراد جامعه، همه، پیکر?‌ واحدی‌ را تشکیل‌ می‌دهند. «چو عضوی‌ به‌ درد آورَد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» دارایی‌ها و جان‌ها و پیمان‌های‌ مردم‌ از آنِ‌ تمامی‌ افراد جامعه‌ شمرده‌ شده‌ است. این‌ بُعدِ‌ دیگری‌ است‌ که‌ پرتو تازه‌ای‌ بر جامعه‌ و تکوین‌ آن‌ می‌اندازد و از آیات‌ کریم?‌ ذیل‌ برمی‌آید: «لا تَأکُلوا أموالَکُم‌ بَینَکُم‌ بِالباطِلِ.‌»[67]

دقت‌ کنید: مال‌ هر فرد را برای‌ دیگری‌ مال‌ خود او شمرده‌ است!

«و لا یَغتَب‌ بَعضُکُم‌ بِعضاً‌.»[68]

هر فرد‌ برخی‌ یعنی‌ قطعه‌ای‌ از دیگری‌ شناخته‌ شده‌ است.

«بَعضُکُم‌ مِن‌ بَعض.‌»[69]

4. شیوه های تحقّق عدالت اقتصادی و اجتماعی

الف. انفاق‌ و بخشش. در جای‌جایِ‌ قرآن‌ به‌ جامعه‌ای‌ که‌ عدالت‌ بر آن‌ حاکم‌ است، و به‌ نتایج‌ این‌ عدالت‌ و


[63].? با توجه‌ به‌ آنچه‌ خود امام‌ موسی‌ صدر در مبحث‌ «مالکیت‌ در اسلام» مطرح‌ کرده‌ است،‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ قوانین‌ اسلامی به‌ موازات‌ پذیرش‌ حق‌ مالکیت‌ فردی، مقرر می‌دارد که‌ مسئولیت‌ فرد درمورد اموال‌ و دارایی‌هایش‌ به‌ امانت‌داری‌ شبیه‌ است‌ که‌ از طرف‌ جامعه‌ تعیین‌ شده‌ است‌ تا مراقب‌ مال‌ باشد. در واقع، ثروت‌ حق‌ جامعه‌ است‌ و جامعه‌ از سوی‌ خداوندی‌ که‌ جز او مالکی‌ نیست‌ جانشین‌ است. مالی‌ که‌ در دست‌ جامعه‌ است‌ از آنِ‌ خداست، پس‌ افراد در مالکیت‌ خود اصالتی‌ ندارند و جانشین‌ و امانت‌دارِ‌ خدایند. در آی?‌ دیگر می‌گوید: «‌وَآتُوهُم مِن مالِ اللّه الّذِی آتَاکُمْ.» (به‌ آن‌ها یعنی‌ بردگان‌ از مال‌ خدا که‌ به‌ شما داده‌ است،‌ بدهید.) (نور، 33) مالی‌ که‌ به‌ بردگان‌ داده‌ می‌شود مال‌ خداست‌ که‌ در تصرف‌ مالک‌ است‌ و مالک‌ امانت‌دار و جانشین‌ است. مالکیت‌ فرد در حقیقت‌ مالکیت‌ تصرف‌ و استفاده‌ است‌ و شرط‌ دوام‌ مالکیت‌ شایستگی‌ در تصرف‌ است. هنگامی‌ که‌ فرد فهم‌ استفاد?‌ درست‌ را ندارد، بر ولیّ‌ جامعه‌ لازم‌ است‌ که‌ حق‌ تصرف‌ او بر مال‌ را بازستاند: «‌وَلاَ تُؤْتُواْ السُفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّه لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ.» (اموالتان‌ را که‌ خدا قوام‌ زندگی‌ شما ساخته‌ است‌ به‌ دست‌ سفیهان‌ مدهید، ولی‌ از آن‌ برایشان‌ هزینه‌ کنید و پوشانیدشان.)‌ (نساء، 5) بنابراین، حق‌ تصرف‌ مال‌ در گرو رشد فکری‌ و تحقق‌ بخشیدن‌ به‌ وظیف?‌ جانشینی‌ است. اگر این‌ دو وظیفه‌ را مالک‌ تحقق‌ نبخشد، نتایج‌ طبیعی‌ مالکیت، که‌ همان‌ حق‌ استفاده‌ و تصرف‌ است، از مالک‌ گرفته‌ می‌شود. (پ ـ .)

[64].?«و از آن‌ مال‌ که‌ به‌ وراثت‌ به‌ شما رسانده‌ است‌ انفاق‌ کنید.» (حدید، 7) ر.ک مبحث «مالکیت‌ در اسلام» در همین کتاب و زیرنویس‌های توضیحی آن بخش که از تکرار آن‌ها در این قسمت خودداری می‌کنیم. (پ ـ .)

[65].?استفهام انکاری یا سؤال استنکاری یعنی شخص سؤالی می‌پرسد که از پیش جواب آن‌ را خود منفی می‌داند. این سؤال بیشتر برای تأکید بر مطلبی پرسیده می‌شود. با سؤالی که مخالف گزار? مقبول است. (پ ـ .)

[66].?سید رضی، محمدبن‌ حسین، نهج‌البلاغه، ترجم?‌ سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت‌ انتشارات‌ علمی‌ و فرهنگی،1380، نام?‌45.

[67].?«اموال‌ یکدیگر را به‌ ناشایست‌ مخورید.» (بقره‌، 188)

[68].?«و از یکدیگر غیبت‌ مکنید.» (حجرات‌، 12)

[69].?«همه‌ از یکدیگرید.» (آل‌ عمران‌، 195)