نتیجهگیری فلسفی یا تحلیل علمی ندارد. این شیوه، درحقیقت، همان روش معروف و مورد استناد قرآن کریم است. زیرا که قرآن نتایج تربیتی حقایق و وقایع را مطرح میسازد،[53] بیآنکه برای تعیین حقایق و تجزیه و تحلیل ابعاد آنها درنگ کند یا وارد تاریخِ وقایع و جزئیات آنها شود.[54]
خلاص? سخن اینکه مسئل? عدالت در جهان هستی، که از یک سو از ارکان جهانبینیِ اسلام است و از سوی دیگر نتیج? ایمان به عدالت آفریدگار، زیربنای استوار عدالت را در زندگی فردی و جمعی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انسان پیریزی میکند.
علاوه بر اینها، فردی که در اصول و مبانی دینی و اعتقادی پژوهش میکند، به روشنی درمییابد که پیشدرآمد اصلی برای اثبات ضرورت برانگیختن پیامبران و استدلال بر ثبوت معاد و روز حساب، عدالتِ خداوند است. این خود از مسائلی است که اهمیت عدالت را در اصول و باورهای اسلامی روشن میکند و میزان تأثیر این اصل را بر پای? رهنمودِ تربیتی در رفتار انسان به طور اعم و در عدالت اقتصادی و اجتماعی فرد و جامعه به طور اخص بازمیتاباند.[55]
2. اسلام ایمان بدون عدالت را به رسمیت نمی شناسد
معیاری که قرآن برای مساوات و برابری انسان با کارکردش در نظر میگیرد چنین است: «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى، وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى.»[56]
این معیار در موضوع عدالت نیز ثابت است. زیرا وجود عدالت در اسلام مساوی است با وجود ایمان و ایمان بدون کوشش انسان در راه تحقق عدالت اصالتی ندارد.
«أرأیتَ الَّذی یُکذِبُ بالدینِ فَذلِک الَّذی یَدُعُّ الیَتیمَ و لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکینِ.»[57]
حدیث شریف نبوی به گون? دیگری از این اصل
[53].?از نظر امام موسی صدر قرآن کریم در تعریف حقایق موجودات و کائنات و بحثهای علمی و تاریخی، هرچند هرجا ورود کرده نشان از معجزه بودن دارد، امّا نباید فراموش کرد که کتاب چیستان، یا کتاب علمی یا تاریخی نیست. «قرآن کتاب هدایت و دین و تربیت است نه کتاب فیزیک و شیمی و علم طبیعی» و تنها در نتایجِ تربیتیِ حقایق و حوادث مینگرد و از آنها بهره میگیرد. «قرآن به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی میپردازد و نه مقاصد علمی. برای نمونه، دربار? مرگ و زندگی آی? «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.» و دربار? حرکت «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرّ مَرّ السَّحَابِ صُنْعَ اللّه الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ.» و دربار? افلاک «لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ.» را میآورد. رک حدیث سحرگاهان صص28،33. (پ ـ .)
[54].?قرآن کریم در تعریف حقایق موجودات و بحثهای تحلیلی و تاریخی دخالتی نمیکند و تنها در نتایجِ تربیتیِ حقایق و حوادث مینگرد و از آنها بهره میگیرد. برای نمونه، دربار? مرگ و زندگی آی? «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.» و دربار? حرکت «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ.» و دربار? افلاک «لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ.» را میآورد. (پ ـ .)
[55].?در علم عقاید و کلام برای اثبات برانگیخته شدنِ پیامبران از سوی خدا، به عدل الهی و قانون لطف، که از آثارِ عدالت است، استدلال میشود. گفته میشود که لطفِ آفریدگار بر آفریدگانش ایجاب میکند که نظام و شریعتی بر انسانها حاکم باشد. حکومت شریعت و قانون بر انسان، با فرستادن پیامبران، که مبلغ شریعت و مجری قانون و عدالتاند، تحقق مییابد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ.» (پیامبرانمان را با نشانههای روشن فرستادیم و با آنان نامه و ترازو فرو فرستادیم، تا مردم به داد برخیزند. و آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی است سخت.) ( حدید، 25) همچنین برای اثبات جهان دیگر و اجرای عدالت در آن جهان: «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ.» (مینهیم ترازوهای داد را در روز رستخیز.)(انبیاء، 47) (پ ـ .)
[56].?«و اینکه برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند نیست؟ و زودا که کوشش او در نظر آید.» (نجم، 39 و40)
[57].?«آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد دیدهای؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند. و مردم را به طعام دادن به بینوا وا نمیدارد.» (ماعون، 3)
