موضوع: پژوهش - اسلام و عدالت اجتماعی و اقتصادی
مکان و تاریخ: الجزایر - تلمسان.
مناسبت: نهمین همایش اندیش? اسلامی (ملتقی الفکر الإسلامی).
منبع: روزنام? المحرر ،26/7/1975؛ کتاب سخنرانی نهمین همایش اندیش? اسلامی، جلد 4، چاپ الجزایر، رجب 1395.
این سخنرانی در کتاب رهیافتهای اقتصادی اسلام به چاپ رسیده است.
در بخش اوّل همایش، دانشمندان و فرهیختگان برجسته به استقصای تام «عدالت اقتصادی در اسلام» پرداختند. از این پس سخن متوجه بخش دوم یعنی «عدالت اجتماعی در اسلام» است، البته با اشاره به ملاحظاتی دربار? جایگاه ممتازِ «عدالت در اسلام».
1. اصول بنیادی عدالت اجتماعی در ایدئولوژی
الف. عدالت در اسلام، در هم? زمینهها، بهویژه در زمین? اجتماعی و اقتصادی، نهتنها متکی بر ایدئولوژی اسلامی است، بلکه اصولاً خود پایهای از پایههای ایدئولوژیِ اسلامی است، و تأثیر شگرفی بر موازین و ارکان دیگر دارد. عدالت در هم? زمینههای زندگیِ فردی و اجتماعیِ انسان جاری است و در قرآن کریم چنان مینماید که جهانِ هستی برآیندی از عدالت است.
جهان از دیدگاه اسلام براساس حق و عدالت استوار است[47] و انسانی که رسالت خود را درک میکند و خواهان کامیابی است، باید در روشِ خویش عادل و همسو با جهان باشد وگرنه موجودِ بیگانه و راندهشده و شکستخوردهای خواهد بود که به زودی در هالهای از فراموشی گم خواهد شد.[48] این اصل، به یک سان، بر فرد و جامعه صدق میکند.
شاید از بارزترین آیاتی که بر این پیوند تأکید میکند آیات 7-9 سور? الرحمن باشد: «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ، وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ.»[49]
ب. عدالت یکی از جلوههای بارزِ ثبوتیِ خداوند است و همین عدالتِ آفریدگارِ جهان است که بر سراسر جهان هستی باز میتابد. زیرا علت، در نظر فلاسفه، حدِ تام برای معلول است، و معلول حدِ ناقصِ علت است.[50] افزون بر این، قرآنِ کریم آفریدگارِ جهان را «قائماً بالقسط» میداند.[51] مقصود از این تعریف این است که عدالتِ جهان خود مفهومِ قیامِ خداوند به عدالت است.[52] این مطلبی است که هیچ نیازی به
[47].?اشاره به آی? «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ» ( حجر، 85 ) و همچنین اشاره به این حدیث نبوی: «و بالعدل قامت السموات و الارض» ( احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللاَّلی، قم، سیدالشهداء،1405 قمری، ج 4 ، ص 102 )
[48].?در این زمینه ر.ک به ادیان در خدمت انسان، ص 310 و برای زندگی، صص 317 و 157.
[49].?«آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد تا در ترازو تجاوز مکنید. وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کمفروشی مکنید.» (رحمن، 7 - 9)
[50].?این یک اصل منطقی و فلسفی است و از تشابه و هماهنگیِ کاملِ علت و معلول حکایت میکند. خدای عادل سببِ به وجود آمدنِ جهانی است که بر عدالت استوار است. (پ ـ .)
[51].?«شَهِدَ اللّه أنّهُ لا اله الا هوَ و الملائکُة و أولوا العِلمِ قائماً بِالقِسط» (آل عمران، 18) (خداوند گواه است، و فرشتگان و دانشوران نیز، که خدایی نیست جز او، که به دادگری ایستاده است.) برای بحث بیشتر ر.ک مطهری، عدل الهی، فصل اوّل، ص45-85. (پ ـ .)
[52].?ایمان به خدا، خدایی که حق و عدل و علم است و صاحب اسماء حسنی و امثال علیاست، مستلزم این است که ایمان داشته باشیم به اینکه جهان هم جهان حق و عدل و دانش و زیبایی است. چرا؟ به این دلیل که این جهان مخلوق خداست. (ادیان در خدمت انسان، ص309) (پ ـ .)
