منفعت و افتخار و مقام نیستند، بلکه تنها در پی آسایش و سربلندی و کرامت و آزادی انسان هستند. فضای شهادت، به ما صداقت و جرئت حقیقتگویی میدهد. مدعیان در اینجا و آنجا، همان کسانی که میگویند ما از فرق? خود دفاع میکنیم و از حقوق و کرامت آن محافظت میکنیم و به خاطر آن جان خود را میدهیم، در حالی که کشور را قطعه قطعه میکنند و برادران را از یکدیگر دور میکنند و رشتههای وطن را از هم میگسلانند و فتنه به پا میکنند، اینان دورترین مردم از خدمت به خدا و خدمت به فرقهها هستند. فرقهها از آنان بیزارند و آنان را نمیپذیرند و به آنان میگویند: در خدمت انسان باشید تا در خدمت خدا و در خدمت محمد و مسیح -علیهما السلام - درآیید.
همین سخن و همین اصل برای ردّ فرقهگرایی کافی است و نیازی به تحلیل و بحث بیشتر ندارد.
خداوند متعال در روز قیامت از بندهاش به سبب اینکه از او عیادت کرده است، سپاسگزاری میکند. در حدیث چنین آمده است: وقتی انسان میگوید خدایا تو برتر و والاتر از آن هستی که بیمار باشی، خداوند میفرماید تو از بند? مؤمن من عیادت کردی و اگر در آن لحظه چشم بصیرت خود را باز میکردی، مرا نزد خود مییافتی. بنابراین، عیادت بیمار عیادت خداوند است. صدقه دادن به فقیر و کمک کردن به بهتر شدن سطح زندگی یک برادر، قرضی است که انسان به خداوند میدهد. اینها نص قرآن است. دفاع از وطن و انسان و کرامت و آزادی انسان نیز دفاع از خداست و مردن در این راه، مردن در راه خداست. پس به معاملهای که با او کردید، شادمان باشید: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ.»[46]
هم? این جنگها و درگیریها مورد توجه و عنایت خداوند است، ولی در عین حال همگی در خدمت انسان است. بنابراین، راه خداوند باز است و هیچ ابهامی در آن نیست و نیازی به وکیل و وصی ندارد. من حق ندارم به جوانی که میخواهد [از کشور خود] دفاع کند، بگویم دفاع نکن. دفاع نیاز به اجاز? هیچکس ندارد و از گردن هیچکس ساقط نیست. دفاع از وطن بر بزرگ و کوچک و مرد و زن و سالم و مجروح واجب است. از سال 68 تا کنون کدام حمله به کشور ما شدیدتر از اکنون بوده است؟ با این حال آیا کسی تردید دارد که این جوانان در راه خدا و خدمت به خدا و در اوج خشنودی خدا و بهشت خدا و بر فراز آسمانهای خدا هستند؟
ما آنان را گرامی میداریم و در برابرشان سرفرود میآوریم و به زندگی و سرنوشتشان غبطه میخوریم و همانگونه که آنان با زبان و عمل خود به امام حسین (ع) گفتند: «کاش ما با تو بودیم و به رستگاری بزرگ میرسیدیم» ما نیز به این جوانان میگوییم کاش ما با شما بودیم و به رستگاری بزرگ میرسیدیم. آنان همانگونه که پروردگار به ما خبر داده است: «أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»
لحظهای در این عبارت درنگ میکنیم: «به کسانی که هنوز به آنان نپیوستهاند، بشارت میدهند.» آنان با رفتار و جانفشانی خود و با شمشیر خود ما را و جوانان را به ادام? مبارزه و ادام? راه خود تشویق و ترغیب میکنند. من خود در بقاع و جنوب هنگامی که به خان? شهدا میرفتم میدیدم که
[46].?«خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ میکنند، چه بکشند و چه کشته شوند.» (توبه، ???)
