گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 133

سند شمار? 11-07-75

موضوع: گفت‌وگوی مطبوعاتی- تحصن من انقلابی است بر ضد خشونت و ستم و محرومیت و تبعیض فرقه‌ای و ازهم‌گسیختگی ملی

مکان و تاریخ: مسجد صفا - مجتمع آموزشی عاملی? بیروت، ما بین تاریخ 27/6/1975 و 1/7/1975.

مناسبت: تحصن در مسجد صفا.

منبع: مجل? الحوادث بیروت، 11/7/1975؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.

متن

مقدمه، نوشت? ولید عوض، معاون سردبیر:

سازمان « امل » ، پس از جنبش محرومان و اقدام به تحصن در مسجد صفا در مجتمع آموزشی عاملی? بیروت، چارچوب جدید فعالیت امام موسی صدر در لبنان است. با این فعالیت ها مردم دریافتند که شعار « سلاح زینت مردان است » شعاری برای دفاع از جنوب و کشور است، نه منافع شخصی.

این سازمان جدید گرچه در فاجع? بعلبک و در پی انفجار در تمرین های مقابله با تانک که ده ها کشته و زخمی برجای نهاد، اعلام موجودیت کرد، امام صدر را به عنوان شخصیتی بسیار مهم، تقویت کرد.

گفت وگوی حاضر با این پدید? بزرگ در بیش از یک مرحله انجام شد، ولی تعطیلی اجباری مجل? الحوادث مانع انتشار آن در شمار? گذشته شد…

امام موسی صدر افراد خانواد? خود را که همراه او در مقر مجلس اعلای شیعیان در حازمیه اقامت دارند، بوسید و بر شان? فرزند بزرگ تر خود، صدری دستی زد و با ماشین خود به سوی مسجد مجتمع آموزشی عاملیه در محل? رأس النبع رفت و ماشین دیگری خانواد? او را به اقامتگاه تابستانی کیفون (نزدیک سوق الغرب) انتقال داد.

امام صدر با عمل به شعار: « برادر! بیداد ستمگران از حد گذشت، پس باید با آنان به جهاد برخاست » در حالی که کیف کتاب هایش را به همراه داشت، از پله های طبق? دوم مسجد بالا رفت تا در اعتراض به کشتار بی گناهان و گلوله هایی که انسان های بی گناه را از پا درمی آورد، تحصن و اعتصاب غذا کند. او به همراهانش گفت: « یک ظرف آب برای من بس است. هم? توش? من همین است. »

دوستان و یاران او در جنبش محرومان، ازجمله دکتر احمد ذروی، وقتی از تحصن ناگهانی امام باخبر شدند، همه چیز را رها کردند و به دنبال او رفتند. دکتر ذروی به امام گفت: « اجازه دهید به آبی که می نوشید کمی نمک اضافه کنم تا استقامت شما را بیشتر کند. »

بدین ترتیب، امام صدر انقلابی را به روش خودش آغاز کرد: انقلاب بدون خشونت.

کسانی که مثل من مسجد امام حسین (ع) را در کربلا دیده اند، بهتر از دیگران می توانند تصور کنند که چه جمعیت عظیمی فضای مجتمع آموزش عاملیه را پر کرده بودند. و مردم به سوی پله هایی می شتافتند که به محل تحصن امامی ملبّس به ردای سیاه ختم می شد. این صحنه چیزی بیش از یک حادثه بود؛ یک مرحل? تاریخی در زندگی شیعه بود. تنها نگهبانان، حق حمل اسلحه دارند و از دیگران خواسته می شود اسلح? خود را در دفتر نگهبانی بگذارند. نگهبانان می گویند: امام اجازه نداده اند کسی با اسلحه وارد