گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 18

گذشته است، خواهند کشت. امام صدر فوراً با سرگرد نخله و سروان طلعت الایوبی تماس گرفت و ماجرا فیصله یافت.

4/7/1975

[روزنامه های لبنان]

ط. گروهی از اهالی ریاق در ملاقات با امام صدر از وی خواستند نزد خاندان الموسوی در روستای نبی شیث وساطت کند تا بر ضد آنان کاری نکنند. امام صدر به آنان قول داد به‌زودی به ریاق و نبی شیث برود تا صفا و دوستی میان مردم برگردد و دیگر هیچ حادثه‌ای در این روستا اتفاق نیفتد.

4/7/1975

[روزنامه های لبنان]

ی. امام صدر شام را در منزل دکتر توفیق مرتضی، نمایند? دولت در هیئت مشورتی حکومت و به همراه بسیاری از بزرگان منطق? بعلبک صرف کرد.

امام صدر در گفت‌وگو با روزنام? السفیر دربار? اوضاع منطقه گفت:‌ «اطلاعات من دربار? این منطقه گسترده است و تجربه‌ها‌ی پی‌در‌پی من قبل از این حوادث و آنچه در دو روز گذشته مشاهده کردم، حاکی از آن است که آنچه رخ داد، موجی گذرا بود که در نتیج? برخی از اقدامات سیاسی در بیروت بر منطقه تحمیل شد و از باورها و آداب و رسوم مردم و حتی از عواطف و احساسات آنان بسیار دور است.»

وی افزود: «برخی، جوانان این منطقه را که شجاع و توانمند و به دور از گرایش‌های کینه توزانه‌اند، اغوا کرده‌اند. آنان را اغوا کردند و از ویژگی سرسختی و سازش‌ناپذیری آنان برای مقاصد پلید سیاسی سوءاستفاده کردند و این اقدام بازتاب مثبت و منفی بر منطقه داشت. از این رو، من یقین دارم که ما با همکاری هم? نیروهای خیرخواه در منطقه بر این حادث? گذرا غلبه خواهیم کرد و مردم به رفتارهای پیشین خود بازخواهند گشت. ما امکان وضع اصول و مبانی جدید و ثابت برای همزیستی میان مردم این منطقه را بررسی می‌کنیم و امیدواریم این اصول الگویی برای دیگر مناطق لبنان باشد. بقاع سرزمین قهرمانی‌ها‌ و یک‌پارچگی ملی بوده است و همچنان دژی قهرمان در خدمت لبنان و مسائل سرنوشت‌ساز جهان عرب باقی خواهد ماند.»

5/7/1975

[روزنامه های لبنان]

الف. دیروز در سفر دوره‌ای امام صدر به بقاع، روز قاع بود. روستا از صبح برای این دیدار آماده بود و ساعت ده صبح امام صدر به همراه کشیش مسیحیان روم کاتولیک در بعلبک، الیاس الزغبی و کشیش مارونی‌های بعلبک، پدر فرنسیس مینه و شیخ عبدالامیر قبلان، مفتی شیعیان و شیخ محمد یعقوب و عده‌ای از بزرگان منطقه و سرشناسان بعلبک به طرف قاع حرکت کردند. هنگام رسیدن هیئت به قاع، اهالی شتابان به استقبال آمدند و امام را در آغوش گرفتند و امام در جملاتی به آنان تسلیت گفت و ابراز همدردی کرد. امام صدر و همراهان به کلیسا رفتند و مردم نیز آنجا اجتماع کردند. کشیش الزغبی در سخنانی گفت: «اهالی روستای قاع! امروز شما از امام که مرد خداست استقبال کردید. ایشان نزد شما می‌آید، چراکه یکی از بزرگان شماست و ابتدا به عنوان شهروند و برادر اینجا آمده است. پیش از آنکه همراه من بیاید، به ایشان گفتم: "مردم قاع را خواهی شناخت و درخواهی یافت که