گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 15

من دست داد؛ چراکه ما به همزیستی فرقه‌ها در لبنان که در جهان نمونه است، بر خود می‌بالیدیم و دنیا را و حتی کشورهای پیشرفته را به چالش می‌کشیدیم و می‌گفتیم: ما این‌گونه مسائل و مشکلات را پشت سر گذاشته‌ایم و برادر و یاور یکدیگر هستیم و دنیا باید از ما درس بگیرد.»

«برادران! ما این‌گونه نبودیم. ما مردانی بودیم که به یکدیگر محبت می‌ورزیدیم و به تعهدات خود در راستای برادری و هم‌جواری و یک‌پارچگی پایبند بودیم، ولی این جو جنون‌آمیز و دردناک ما را در خود گرفت و کابوسی رنج‌آور بر ما چیره شد. باید بیدار شویم و ببینیم به کجا می‌رویم، به کجا رسیده‌ایم. بند بند کشور از یکدیگر جدا شده و تنها امتیاز و ثروت لبنان، یعنی همزیستی کامل، که زبانزد همگان بود از دست رفته است.»

«برادران! من به دیر الاحمر آمدم تا همگی با کمک یکدیگر زخم‌هایمان را درمان کنیم و مشکلات منطقه را در قاع، کرک، فرزل و غیر آن حل کنیم. شاید پس از برطرف کردن دردها و رنج‌های این قلعه با همسایگان شجاع شما در شمال، بتوانیم زخم‌های میهن را مرهم نهیم.»

«مطمئنم که شما این درخواست را رد نمی‌کنید و خداوند بزرگ ما را در این کار موفق خواهد ساخت. من چند روز در منطقه می‌مانم تا این مسائل سامان یابد. من کار خود را از دیر الاحمر شروع کرده‌ام و این را به فال نیک می‌گیرم.»

3/7/1975

[النهار - الحیاة - السفیر]

ج. امام صدر پس از صرف ناهار به روستای کرک از توابع زحله بازگشت و در منزل شیخ خلیل شقیر با بزرگان شهر از هم? طرف‌ها دیدار کرد. در این جلسه که روحانیان برجست? شهر، دو نفر از نمایندگان به نام الیاس هراوی و سلیم المعلوف و نیز جان سکاف و تعدادی از مسئولان مقاومت فلسطین و بزرگان زحله حضور داشتند، امام صدر دربار? مفهوم محبت و دوستی صحبت کرد و گفت:‌ «محبت بنیان و زیربنای زندگی انسان است و حضرت مسیح و پس از او پیامبر اسلام(ص) این مفاهیم والا را به بشر آموخته‌اند.» وی گفت:‌ «من فراموش نمی‌کنم که وقتی در سال‌های دور روزی به زحله آمدم، اهالی مسیحی این شهر از من چه استقبال کم‌نظیری کردند. همچنین فراموش نمی‌کنم روزی که می‌خواستیم ساختمان جدید حسینیه را در جوش‌الامرا بسازیم، شهرداری زحله زمین مورد نیاز را بدون مراجعه و درخواست ما و بدون اخذ هیچ‌گونه مبلغی ‌در اختیار ما گذاشت و مبلغی هم برای این منظور فراهم کرد. هدایا و کمک‌ها‌یی که مسیحیان زحله تقدیم کردند نیز به انداز? کمک‌ها‌ی مسلمانان بود. با وجود این همدلی و همکاری، آیا جایز است بر سر مسائلی که از دین و میهن دوستی بسیار فاصله دارد و هیچ ارتباطی با آن‌ها ندارد، با یکدیگر به نزاع و دشمنی و درگیری بپردازیم؟»

پس از آن، آقایان المعلوف و هراوی و زیاد الحمصی دربار? برادری میان فرقه‌ها در بقاع سخنانی گفتند.

3/7/1975

[النهار - الحیاة - السفیر]

د. پس از آن، امام صدر و جمع حاضر به مقر مسیحیان کاتولیک در زحله رفتند و در آنجا کشیش یوحنا بسول و دیگران امام را در آغوش کشیدند و از امام و همراهان استقبال گرمی کردند. در این مقر