الف. ساعت س? بعدازظهر دیروز، امام صدر پس از برگزاری نماز جمعه، به همراه چهار نفر از معاونانش تحصن خود را در مسجد مجتمع آموزشی عاملیه در خیابان عمر بن خطاب آغاز کرد. ایشان در تبیین این اقدام خود گفت: «طی روز و شب گذشته شکایتها را دریافت میکردم و صدای گری? بیوگان و یتیمان را میشنیدم و با وجود آنکه هم? تلاش خود را به کار بستم و خواب به چشمم نیامد، بمباران فروکش نکرد و اوضاع همچنان بدتر میشد. از این رو، ساعت دو بعدازظهر امروز تصمیم گرفتم تحصن کنم و روزه بگیرم و در این میان توشهام کتاب خدا و چند جرعه آب است. من اینجا خواهم ماند تا یا شهید شوم و یا کشور به حال طبیعی بازگردد. من با مادر و همسر و فرزندانم وداع کردهام و آمدهام تا به درگاه خداوند دعا کنم که این سرزمین را نجات دهد.»
سپس امام بیانیهای صادر کرد و در آن علل اصلی بحران را و نقش برخی از سیاستمداران را در استمرار بحران و درگیری بازگو کرد و تلاشهایی را که برای توقف خونریزی انجام داده بود و همچنین خواستههای خود را برای پایان دادن به تحصن خاطرنشان کرد. در این بیانیه آمده است: «وطن خود نخستین محروم است؛ گفتوگو دیگر سودی ندارد و گوشها نمیشنود و وجدانها نیازمند کسی است که آنها را تکان دهد و بیدار کند. خاک وطن را آلودهاند و من به خان? خدا پناه آوردهام و از او یاری و نیرو میطلبم.»
28/6/1975
ب. امام صدر پس از صدور بیانیه، نماز جمعه را اقامه کرد و در خطبههای نماز در توضیح علت تحصن خود در مسجد گفت: «ایمان به خدا از اهتمام به امور مردم جدا نیست.» وی با تبیین عوامل حقیقی بحران که مهمترین آنها کمربند فقر در اطراف پایتخت است و با انتقاد شدید از دستگاه حاکم به سبب بمباران وحشیان? شیاح، راهکار برونرفت از بحران را ترسیم کرد و از مردم خواست تا به طور منظم و بدون استفاده از اسلحه، در این زمینه مشارکت داشته باشند.
28/6/1975
ج. بلافاصله بعد از پخش خبر تحصن امام از مأذنههای حومههای بیروت در هنگام نماز عصر، مسجد عاملیه آکنده از جمعیتی شد که همگی میخواستند برای تبرک به امام دست بزنند و دستانش را ببوسند. امام به آنان سفارش میکرد: «هرکس با اسلحه به مسجد نزدیک شد، او را از اینجا دور کنید؛ زیرا این اقدام ما مسالمتآمیز است و آنان حرمت اسلحه را نگاه نداشتهاند و نیاز ما را به آن ناموجه جلوه دادهاند و هموطنان بیگناه را کشتهاند.»
28/6/1975
د. چیزی نگذشت که شخصیتها و فعالان سیاسی نیز به مسجد آمدند، ازجمله محمد یوسف بیضون، نماینده و شفیق الوزان، وکیل. آن دو در کنار امام بر روی زمین نشستند و الوزان گفت: «جناب امام! ما آمدهایم تا مشارکتی نمادین در این اقدام شما داشته
