منافع دیگران را نادیده گرفت و اجازه داد تا منافع و خواستهها و هوسهایش بیشتر و بیشتر شود، این منافع با نیازهای دیگر گروهها تناقض پیدا خواهد کرد.
صاحبان امتیازات در آغاز دورۀ استقلال لبنان، در برآورده کردن تمایلات خود و نادیدهگرفتن نیازهای اکثر مردم، زیادهروی کردند و در نتیجه، نسبت به نعمتهای خداوند ناسپاسی کردند. از سوی دیگر، اکثر قریب به اتفاق مردم، بیش از حد صبر و بردباری کردند و هر اندازه سودجویان زیادهروی کردند، آنان نیز به همان اندازه ناراحت و خشمگین شدند و این به تضاد انجامید و تناقضات لاینحل به وجود آمد.
در حال حاضر، اگر دولت عملکرد خود را در «نازپرورده کردن» یک گروه و زیادهروی در محرومسازی گروهی دیگر تعدیل کند و در عوض، موضعی عادلانه در پیش بگیرد، این تناقضها تبدیل به تفاوتهایی میشود که هیچ جامعهای خالی از آنها نیست. البته باید توجه داشت که اوضاع متشنج سیاسی در کشور و منطقه، باعث میشود تا بحران اجتماعی به شکل طبیعی خود بروز نکند و از این روست که این بحران به شکلهای گوناگون و غیرمستقیم بروز میکند.
تحلیل شما از بحران، تحلیل اجتماعی است. آیا این بحران در واقع نیز همین گونه است؟
لحظاتی قبل گفتم که بحران اجتماعی در لبنان، معلول تنشهای سیاسی کنونی و ناشی از نظام فرقهای از زمان استقلال است. این بحران به شکل آشکار بروز نکرده است. مسئلۀ اجتماعی، علت شکلگیری زمینۀ مناسب برای بحران بوده که به صورت هرج و مرج و اقدامات مسلحانۀ سازماننیافته و بلکه گاه چالشبرانگیز و همچنین در قالب همراهی نکردن مردم با حکومت و دست کشیدن از تلاش برای نجات کشور ظاهر شده است. برخی از مردم، نهتنها به نجات کشور کمک نمیکنند که به شماتت و بدخواهی نیز میپردازند. ولی باید گفت بر این تصویر بحرانزده، خطوط مشکلات سیاسی داخلی و خارجی نیز ترسیم شده است. بنابراین، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که دشمن آشوبگر و متبحر در فتنهانگیزی، تماشاگر باقی بماند و انتقام شکستهای نظامی و سیاسی و بینالمللی و حتی شکستهای داخلی خود را از ما نگیرد؛ همچنین نمیتوانیم نقش سیاستهای محلی و درگیریهای داخلی را که در این اوضاع و احوال شدت مییابد، نادیده بگیریم.
برای من ناگوار است که بگویم بسیاری از مسئولان دولتی و غیر دولتی، بحرانی شدن اوضاع را سرپوشی برای شکست خود در زمینۀ سازندگی و پیشرفت کشور و آگاهسازی مردم و یا در زمینۀ خدماتی که مردم مطالبه میکنند، میدانند یا اینکه گمان میکنند این تنشهای شدید، وخامت اوضاع را به تأخیر میاندازد و یا حداقل، مسئولیت را از دوش آنان برمیدارد.
مردم هنوز به دنبال راه حلی برای بحران کنونی هستند. راه حل چیست؟
ما با بررسی اسباب و عوامل بحران، میتوانیم به دنبال راهحل باشیم. تجربهای که در سالهای اخیر به دست آوردهایم، ثابت میکند که آنچه معمولاً به عنوان اسباب و عوامل مطرح میکنند، درست نیست.
