گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 281

سند شمارۀ 1/08-05-75

موضوع: گفت‌وگوی مطبوعاتی- صاحبان امتیازات در لبنان، در برآورده کردن تمایلات خود زیاده‌روی کردند و نیازهای بیشتر مردم را نادیده گرفتند

مکان و تاریخ: بیروت - مقر مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.

منبع: روزنامۀ النهار، 8/5/1975

متن

مقدمه به قلم نبیل ناصر:

او طی حوادث خونین، نقش فرونشانندۀ آتش را داشت و مجلس اعلای شیعیان را به اتاق عملیاتی برای جمع آوری ایست های بازرسی و بازگرداندن ربوده شدگان و برقراری آتش بس تبدیل کرد. شاید امام تنها برق امیدی بود که هم وطنان و یا دست کم، خردمندان به او دل بسته بودند. او با رئیس‌ جمهور سلیمان فرنجیه دیدار و دربارۀ بحران و ریشه های آن و روابط لبنان و فلسطین با او بحث و گفت وگو کرد. رئیس‌ جمهور به او سخنی گفت که امید او را به حل مشکل بیشتر کرد: «لبنان به توافق نامۀ قاهره و توافق نامۀ ملکارت و حتی کمی بیشتر پایبند است.»

آقای یاسر عرفات نیز وقتی در اوج بحران با او دیدار کرد، گفت: «ما چیزی جز توافق نامۀ قاهره و پیوست های آن نمی خواهیم.»

امّا اقدامات امام موسی صدر و نقش بزرگی که ایفا کرد، گذشته از حمایت هایی که در پی داشت، پرسش هایی را نیز دربارۀ فعالیت های او مطرح کرد و چندین تحلیل در این باره بیان شـــد، ولی او به کار و فعالیت ادامه داد تا از دردها بکاهد و کنفرانسی با حضور 77 شخصیت تشکیل داد که به شکل گیری کمیته ای به ریاست خود او انجامید. این کمیته که برای ادامۀ کار و تلاش تشکیل شد، کمیتۀ ملی تنش زدایی نام گرفت. پس از آن بود که مردم احساس گشایش بیشتری کردند و دریافتند که کشور قربانی درگیر ی ها نخواهد شد و حمام خونی که طی چند روز به راه افتاده بود، متوقف شد.

نقش این مرد به طور کامل و در همۀ ابعاد برای همۀ مردم روشن نبود. از این رو، لازم بود تا گفت وگویی با او انجام دهیم تا ابهامات روزهای اخیر و چشم اندازهای فردا تا حدی روشن شود.

هر روز می توان چند بار با امام صدر ملاقات کرد، ولی این روزها ممکن نیست از وجود او به قدر دلخواه، بهره مند شد. برای او وقتی نمانده تا برایش برنامه ریزی کند: برخی از پیامدهای مشکلات هنوز نیازمند رسیدگی است و او شخصاً خود این کار را انجام می دهد؛ انتخابات دو هیئت شرعی و اجرایی مجلس اعلای شیعیان نیز در راه است، مراجعه کنندگان بیش از حد شمارش هستند و او ناگزیر، باید به سخن همه گوش فرا دهد.

برای گفت وگو با امام صدر راهی نمانده، جز اینکه موافقت کنیم تا همراه او به صور برویم و «در مسیر گفت وگو کنیم». در مسیر رفت و برگشت میان حازمیه و صور، سؤالاتی کردیم و او ارتجالاً جواب می داد.

... در مسیر، امام نگاهی به پشت سر انداخت و دید ماشین دیگری به دنبال ماشین ما می آید. از محافظی که همراه او بود پرسید: می دانی این ها