گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 256

بود، ولی غریبان لبنان تنها محدود به شیعیان نبودند و مسئلۀ آنان تنها مسئله‌ای مذهبی یا عبادی نبود.

آمدن امام صدر [به لبنان] برای جانشینی مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین بود؛ همان مجتهد فاضلی که از انحراف سیاست از مسیر حق و از قدرت تعصب مذهب‌ برای تقسیم‌بندی مردم بیم داشت و می‌گفت: «اهل سنت و شیعه، دو نهر از یک رودند که سیاست آن‌ها را از یکدیگر جدا کرده و سیاست نیز آن‌ها را به یکدیگر پیوند خواهد داد.» خطر دسته‌بندی‌های سیاسی در لبنان، از نگاه امام صدر پنهان نماند. از این رو، اقدام به پی‌ریزی بنای معنوی جدیدی کرد برگرفته از برادری اسلامی و محبت صحیح مسیحی که درخور کرامت محرومان باشد.

برجسته‌ترین معضلی که امام صدر پیش از بیعت اجماعی اخیر با آن روبه‌رو بود، از‌هم‌گسستگی شیعیان و نداشتن نقش دینی در نظام «اتحاد فرق» و همچنین عقب بودن نقش سیاسی و اجتماعی آنان بود. او از هیچ فرصتی برای گفت‌وگو فروگذار نکرد. هیچ‌گاه منفعل نشد و در برخورد با راست و چپ، مسجد و کلیسا، شیخ و راهب، راه محافظه‌کاری و احتیاط را در پیش نگرفت. این رفتار او، رفتار آزاداندیشی پوپا و پیشرو است. او می‌داند چگونه بدی را با «شیوهای نیکو» دفع کند و چگونه «دشمن» یا کسی را که خود را دشمن می‌انگارد، به «دوستی صمیمی» تبدیل کند.

بنابراین، امام صدر، پیش از بیعت، با ایجاد اعتماد و دوستی، میان دل‌ها الفت برقرار می‌کرد و هر کینه و دشمنی را با آشتی دادن، غافل‌گیر می‌ساخت؛ با هر محرومی که به قصد دیدن او می‌آمد، دیدار می‌کرد و یا خواستۀ او را برآورده می‌کرد و یا [حداقل] به او آرامش می‌بخشید. او به‌خوبی دریافته بود که مشکل ریشه‌دار است: مشکل در سیاستِ فرقه‌ای است.

اگر از ایشان می‌پرسیدیم: «آیا قصد دارید مطالباتی را که مطرح کرده‌اید، همچنان پیگیری کنید؟» می‌شنیدیم که در حالی که هر برادر ملاقات‌کننده‌ای را در آغوش می‌کشید، پاسخ می‌داد: ما به راه خود ادامه می‌دهیم، کدام راه؟ راه دین همان راه سیاست است و سیاست دغدغۀ دولت است. آیا بیعت امری دینی است یا سیاسی؟ هر دو با هم است و رهبران و دولت به این حقیقت پی بردند و از این رو، برای تبریک گفتن به نزد او شتافتند. نیز کسانی که با او بیعت کرده بودند، بیعت با او را تأکیدی بر استمرار مقابلۀ محرومان با دولت می‌شمارند.

در لبنان مرسوم شده است که رهبر هر فرقۀ مذهبی در آن واحد، هم پیشوای دینی باشد و هم فردی سیاسی. مردان سیاست برای رسیدن به اهداف خود از ابزار رهبری دینی بهره می‌جویند، امّا اینکه امام صدر در مقام رهبری دینی، فردی سیاسی باشد، مورد بحث و مناقشه و درگیری بوده و خواهد بود. هر بیعت‌کننده‌ای خواهان حق خود از ثروت عمومی است و همۀ کسانی که به ارباب سیاست نزدیک می‌شوند، در پی منصبی در دولت برای خود، به نمایندگی از محرومان هستند. امام صدر این‌ها را درک می‌کند، ولی فعلاً از این‌ها چشم می‌پوشد تا آینده‌ای نزدیک!

امام صدر در مرحلۀ بعدی مسئولیت خود، با مسائلی بنیادین روبه‌رو خواهد شد: موضع او در برابر نظام و دولت و انتخابات پارلمان و ریاست‌جمهوری، پایبندی او به «غریبان فرخنده حال» یا حقوق محرومان، ارتباط او با اعراب و فلسطینی‌ها و بالأخره، قدرت او برای رسیدن از اجماع شیعی