گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 242

و پایان یافتن داستان، با شکست روبه‌رو شده و ناکام مانده است.

در برابر این وفاداری... خواهش می‌کنم توجه کنید. ما امروز نمی‌خواهیم تنها بر اتحاد خود در حمایت از محرومان تأکید کنیم، بلکه می‌خواهیم بر فرهنگ والای خود و نظم و آزادی بیان و علو روح و سعۀ صدر خود و میزان مسئولیت‌پذیری مجلس و همۀ شیعیان و همۀ محرومان تأکید کنیم. موضع ما چیست؟

موضع ما در برابر ایمان به خدا، در برابر جان‌فشانی در راه میهن عزیزی که با بحران اجتماعی خطرناکی مواجه شده، در برابر احترام بی‌قید و شرط ما به انسان در این کشور، در برابر سوگندی که خورده‌ایم و در برابر امانت گران‌بهایی که بر دوش داریم، چیست؟

من و برخی از دوستان، از مسائل متعددی که پس از نشست مجمع عمومی در سپتامبر 1974 رخ داد، دریافتیم که دستان پلیدی در کار است تا مطالبات ما را مطالباتی فرقه‌‌گرایانه جلوه دهد و آن‌ها را بر خلاف مصلحت بخشی دیگر از هم‌وطنان لبنانی بنمایاند. ما برای پرهیز از این لغزشگاه خطرناک و برای پرهیز از اینکه در این نزاع به جای رودررویی با ستمگران و زورگویان و انحصارطلبان، در برابر هم‌وطنان قرار بگیریم، شروع به برقراری تماس‌های فشرده با دیگر فرقه‌های لبنانی کردیم که یکی از نتایج آن، صدور بیانیه‌ای با امضای 191 نفر از فرهیختگان بزرگ لبنان در تأیید جنبش بود که اتفاقی بی‌سابقه بود. تعداد بسیاری از شخصیت‌های بزرگ لبنان، حقانیت این جنبش را تأیید کردند که من به آنان افتخار می‌کنم و در اینجا تنها به یک نمونه اشاره می‌کنم: جناب پاتریارک آنتونیوس خریش، پاتریارک انطاکیه و دیگر مناطق شرقی. وقتی به دیدار ایشان در بکرکی رفتم، مرا پرچم‌دار دفاع از جنوب خواند و این مجلس را خانۀ همۀ لبنانیان شمرد. همچنین وقتی در پاسخ به دیدار من به مجلس آمد، این مرکز را خانۀ همۀ لبنانیان، بدون استثنا، برشمرد و آرزو کرد که مراکز دیگر فرقه‌های برادران لبنانی نی ز، برای همگان باشد.

همکاران ارجمند، مهم‌ترین بحران در لبنان و بلکه مادرِ همۀ بحران‌های لبنان، آن سلاح خطرناکی که استعمار به سوی قلب این کشور نشانه رفته و سوء‌استفاده‌کنندگانی که خیرخواه کشور نیستند و مصلحت خود را جز در راکد گذاشتن وضع اجتماعی لبنان نمی‌بینند، آن را به دست گرفته‌اند، این است که همۀ بحران‌ها را به بحران فرقه‌ای تبدیل می‌کنند و این یعنی رسیدن به بن‌بست. این سلاح همان به کار بردن دین در راه خدمت به کفر، به کار بردن حق در راه خدمت باطل، به کار گرفتن عدالت در راه خدمت به ظلم و ستم، و به کارگرفتن رحمت و مهربانی در راه خدمت به سنگ‌دلی است.

لبنان از بحران رکود و ایستایی رنج می‌برد؛ لبنان عقب می‌ماند؛ نقش خود را در منطقه از دست می‌دهد؛ به آن تجاوز می‌کنند، ولی پاسخی نمی‌دهد؛ به آن حمله می‌کنند، ولی ساکت می‌ماند؛ تفاوت و تبعیض میان مناطق در حال افزایش است؛ قشر متوسط در حال له شدن است؛ دردها و رنج‌های محرومان بیشتر و بیشتر می‌شود؛ معضل اجتماعی به وخامت کشیده شده است؛ مشکل امنیت، گرانی، فساد اداری و پارتی‌بازی در همۀ امور در حال گسترش است...

در برابر همۀ این مشکلات، وقتی در صدد بازکردن گره برمی‌آییم، همواره با عناصر پلیدی