بانکها، و تنها چیزی که فرزندانم از من به ارث خواهند برد، بدهی و مسئولیتهای سنگین است.
شما باورها و اقدامات و برنامههای مرا بهروشنی شنیدید. من در میان شما و بلکه پیشِ روی شما هستم، نه از مرگ میهراسم و نه حرصی به زندگی دارم و در عین حال، از مسئولیتهایم شانه خالی نمیکنم. اگر معتقدید که من این راه را اشتباه میروم، پس مرا معذور دارید و استعفایم را بپذیرید تا این راه را با هرکس که در کنار من باقی میماند، ادامه دهم و شیعیان فرد دیگری را برای رهبری و ریاست مجلس برگزینند. اجازه دهید من به شما همان چیزی را بگویم که پیشوایمان، امام حسین(ع)، به دوستانش فرمود: «هرکس از شما میخواهد خون خود را نثار کند و مشتاق دیدار پروردگار است، همراه ما بیاید، چراکه من صبحگاهان، به یاری خداوند، حرکت خواهم کرد.»
برادران عزیز، ما هنگامی این راه را برگزیدیم که در نشست پیشین مجمع عمومی متعهد شدیم تا در راه احقاق حقوق محرومان حرکت کنیم. آن روز نیز گفتم: «اجازه دهید من به شما همان چیزی را بگویم که پیشوایمان، امام حسین(ع)، به دوستانش فرمود: «هرکس از شما میخواهد خون خود را نثار کند و مشتاق دیدار پروردگار است، همراه ما بیاید، چراکه من صبحگاهان، به یاری خداوند، حرکت خواهم کرد.»
من و همکارانم در مجلس، در نشست پیشین مجمع عمومی، با این عبارات در برابر شما و میهن پیمان بستیم و اکنون هفت ماه از برگزاری آن جلسه گذشته است.
همکاران شما در دو هیئت شرعی و اجرایی، بنا بر توصیۀ شما و در پاسخ به خواستۀ شیعیان، در نشستی مشترک، تمدید ریاست رئیس مجلس را تا پایان 65 سالگی تصویب کردهاند و اکنون این مصوبه برای بحث و بررسی در اختیار شماست.
بنابراین، مجلس اعلای شیعیان با هیئتهای سه گانۀ خود، راه را بر تردیدافکنان و کسانی که شیعیان را به بیهمتی و سادهلوحی متهم میکردند، بسته است. حتی بالاتر از آن،.... (من واقعاً از اعضای محترم مجمع عمومی که سرپا ایستادهاند، عذرخواهی میکنم. این نشانۀ آن است که آنان اینجا را خانۀ خود میدانند و تحمل اندکی سختی را در راه کرامت و عزت شیعه آسان میشمارند.) حتی بالاتر از آن، مجلس ثابت کرد که انتظار برخی مقامات مسئول برای پایان دورۀ ریاست موسی صدر و در نتیجه، فروپاشی جنبش محرومان، «سرابی است در بیابان، تشنه آبش پندارد و چون بدان نزدیک شود هیچ نیابد و خدا را نزد خود یابد.»[53]
من این مطلب را با قاطعیت و در عین حال با تأسف میگویم، چراکه بیاعتنایی به این مطالبات ملی که مراکز رسمی و کارشناسان به ضرورت و واقعی بودن و امکان برآورده شدن آنها اعتراف کردهاند، چه مصلحتی میتواند داشته باشد؟ نادیده گرفتن فشارهای مردمی و سلسله تظاهرات و اجتماعات بزرگ طیّ پانزده ماه گذشته، به مصلحت کیست؟ بیتوجهی به تلاش فرهیختگان در لبنان، و بالاتر از آن، نادیده گرفتن اجماع شیعیان و همصدایی همۀ محرومان در همۀ مناطق برای نخستین بار در تاریخ لبنان، به مصحلت کیست؟
از این رو، من با تأسف تأکید میکنم که آخرین بهانۀ مسئولان، یعنی انتظار برای سقوط سید موسی
[53]. ﴿کَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ.﴾ (نور، 39)
