ادارۀ این مؤسسه را به دست خواهد گرفت، استقبال کنم.
یادآوری میکنم که من خود از پایهگذاران مجلس بودم و این طور نبود که مجلس مرا به میدان آورده و به من شخصیت بخشیده باشد. در یک کلام میگویم: اسباب و عواملی که مرا بر آن داشت که این جنبش را برپا کنم، یعنی ایمان من به خدا و لبنان و انسان و پایبندی به سوگندی که خوردهام، این عوامل، همواره در من وجود دارد، هرکجا که باشم و در هر گوشهای که زندگی کنم، پس هیچ راه فراری از من نیست و چارهای جز مرگ یا ناتوانی وجود ندارد.
متأسفانه دولت مسئول، دولتی که به علت شرایطی که موجب روی کار آمدن آن شد و به علت مشارکت جزئی ما در کاندیدا شدن رئیس آن، به آن امید بسته بودیم، آشکارا و غیرآشکارا گفتوگو با ما را رد کرد و از هموار کردن امور برای فعالیت کمیتههای ارتش، این نهاد ملی و غیرسیاسی که در اقدامی درخور ستایش، عهدهدار مطالعه و بررسی مطالبات و اظهارنظر دربارۀ آنها شد، جلوگیری کرد. دولت سخت تلاش کرد که مطالبات را بیپایه و اساس نشان دهد و آنها را تحریف کند و به این بهانه، بودجه را قطع کرد و اعتبارات تعیینشده در آن را تغییر داد و به عنوان حسن ختام این تلاشهای مبارک، اعضای کمیتههای بررسی مطالبات را مجازات کرد.
در حال حاضر، مطالعات و پژوهشها آماده است و مسئولان نیز آنها را پذیرفتهاند، ولی در دفاتر راکد مانده و امور روندی وارونه پیدا کرده است. ما به هیچ قیمتی نمیتوانیم از این مطالبات چشمپوشی کنیم. مجلس اعلای شیعیان و رئیس آن و همۀ محرومان لبنان و بلکه بیشتر هموطنان بیدار از مناطق و فرقهها و گروههای مختلف، خود را از پیگیری این راه ناگزیر میبینند؛ پیگیری تظاهرات و تجمع و اعتصاب و سرپیچی مدنی تا استعفاهای دستهجمعی و تشکیل شورایی ملی برای به عهده گرفتن مسئولیتهای سیاسی و پایداری کردن تا پای جان در راه تحقق این مطالبات و برآورده شدن دیگر نیازهای هموطنان.
ما در کنار این فشارهای سلبی، همۀ مسئولیتهای ملی خود را انجام خواهیم داد و برای ایجاد وحدت بین شیعیان از درون و بیرون، تلاش خواهیم کرد. (اینها بخشی از بیانیهای بود که در تاریخ 13/9/1975، خطاب به مجمع عمومی، اعلام کردیم و الحمدلله، همان طور که میبینید و از این نشست پیداست، به وعدۀ خود وفا کردیم.)
ما با لبنانیان مقیم کشورهای عربی و آفریقا و آمریکا، تماس خواهیم گرفت و شورایی ملی تأسیس خواهیم کرد تا ضمن تماسهای گسترده با دولتهای عربی و دوستانمان، خدمات و طرحهای توسعه برای مناطق محروم عرضه کنیم.
ما این تلاشها را یکپارچه و میان هیئتهای دینی و ملی هماهنگی ایجاد خواهیم کرد. و در کنار همۀ این فشارهای سلبی و ایجابی، دستانمان برای طلب یاری دراز خواهد ماند و از هر اقدامی که به مصلحت رنجدیدگان و محرومان باشد، با دل و جان استقبال خواهیم کرد.
امام دوباره نکتهای را که قبلاً تذکر داده بود، یادآوری کرد و گفت: «شما مرا خوب میشناسید و شاید گرفتاریها و سختیها و تلاشهای شبانهروزی مرا دیده باشید. شاید بدانید که من، نه تکه زمینی دارم، نه باغ و بستانی و نه یک ریال در
