نمیخواهیم کشورمان از درون دچار ازهمگسستگی و بحران شود؛
چراکه ما به کرامت انسان ایمان داریم و انسان را در لبنان بزرگترین سرمایۀ آن میدانیم؛
چراکه ما تجربهای طولانی و تلخ را از سر گذراندهایم که ناکامی و ریشخند شدن و سستی و فتنهانگیزی و تناقضافکنی، تنها پارهای از پیامدهای آن بوده است؛
چراکه ما میخواهیم لبنان، میهن همۀ لبنانیان باشد و همۀ لبنانیان نیز دوستدار آن باقی بمانند. رسیدن این هدف با اوضاعی که از زمان استقلال بر کشور حاکم شده و تا اکنون ادامه یافته است، به هیچوجه ممکن نیست؛
چراکه چهار بار سوگند خوردهایم[52] که تا زمانی که در لبنان یک انسان محروم، شیعه یا غیر شیعه، و یک منطقۀ محروم باقی باشد، آرام نگیریم.
هشت ماه است که ما جنبش را به شیوۀ اعمال فشار آغاز کردهایم. در سلسله تظاهرات گستردهای که با حضور دهها هزار نفر از تودههای خشمگین و به مناسبتهای گوناگون برپا شد، رفتاری متین و خردمندانه داشتیم و جانب احتیاط و دقت را نگه داشتیم و یک لحظه از درخواست خود برای مذاکره و گفتوگو کوتاه نیامدیم و دست همکاری خود را عقب نکشیدیم و در طّی هیچیک از این مراحل، چشم واقعبین خود را نبستیم.
ما اوضاع لبنان و منطقه را مراعات کردیم و در هر موقعیتی که میهن به ما نیاز داشته حاضر بودیم، و آنچه مطالبه میکردیم، نه معجزه بود، نه محال و نه به زیان دیگران.
ما بر این باوریم که کشور، هم حق وحقوقی دارد هم تکلیف، و این دو را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد. حق داشتن و تکلیف نداشتن، قانون جنگل است، و تکلیف داشتن و حق نداشتن استعمار محض، و این هر دو مردود است.
اینها باورهای ما و باورهای اکثر همکاران عضو مجلس اعلای شیعیان است که ایشان و مرا با آرای خود مفتخر کرده بودید و امانت خود را به دست ما سپرده بودید.
ولی متأسفم که باید به اطلاع برسانم که برآورده شدن مطالبات، تاکنون نتایجی اسفبار داشته است.
تلاش میکنند تا از مسئولیت شانه خالی کنند و چنین نشان دهند که اختلافات موجود اختلافات بین شیعیان است و نزاع کاملاً سیاسی و بر سر ریاست است، در حالی که میدانیم دورۀ سیادت و سروری، سپری شده و بازنخواهد گشت و اکنون دورۀ رهبران کارآمد است، یعنی دورۀ خادمان ملت، و مصالح ملت هیچگاه با یکدیگر تناقض ندارد.
سپس کوشیدند تا حرکت ما را این گونه تفسیر کنند که انگیزۀ آن، جاهطلبی دردسرساز من نسبت به ریاست مجلس اعلای شیعیان است، چون دورۀ ریاست من رو به اتمام است.
عزیزان، اجازه دهید که با تواضعی برخاسته از عزت نفس انسانی مؤمن، به شما اطمینان دهم که ریاست مجلس برای من جز خستگی و بیخوابی و اشک و نگرانی و خطر همیشگی و به خطر افتادن تندرستیام و ندیدن فرزندانم و دوری از خانه و بازماندن از کارهای شخصی و مطالعاتم و دور افتادن از همکارانم، چیزی در پی نداشته است. و من بار دیگر تأکید میکنم که روزشماری و لحظهشماری میکنم تا با شور و اشتیاق، از دستان امانتداری که
[52]. اشاره به سوگندهایی که امام موسی صدر در تجمعهای مختلف، ازجمله تجمع بزرگ مردمی بعلبک و صور در دفاع از محرومان لبنان خورده است.
