که حقوق مردم و داراییهای مردم را و حقایق و اندیشههای آنان را میدزدد. ما میخواهیم لبنان، میهن انسانهای شرافتمند و محترم باشد. میخواهیم نهادهای لبنان و در رأس آنها، ارتش برای همۀ لبنان باشد و از کشور حمایت کند و در جنوب لبنان باقی بماند و در مجدل زون در برابر کماندوهای اسرائیلی بایستد. ما ارتشی میخواهیم که با گشتیهای اسرائیلی که هر روز در خاک لبنان میچرخند و ماشینها را تفتیش میکنند و از افراد کارت شناسایی میخواهند و مردم را برای رفتارها و وابستگیهایشان بازخواست میکنند، برخورد کند. ارتشی میخواهیم که پاسگاههای اسرائیلی ساخته شده در خاک لبنان را ویران کند و جادههایی را که اسرائیلیان در خاک لبنان کشیدهاند، از میان بردارد. ما ارتشی نمیخواهیم که کارش بر هم زدن تظاهرات و تحویل گرفتن محصول توتون در پادگانها باشد و از گروهی بر ضد گروه دیگر حمایت کند و به سینۀ معروف سعد شلیک کند. ما افراد را متهم نمیکنیم، بلکه هدف حملۀ ما سیاستمدارانی هستند که اقتدار ارتش را نمیخواهند. ما خواهان اقتدار ارتش هستیم. ما از سال 1970 خواستار مسلح شدن ارتش و تصویب خدمت اجباری سربازی شدهایم. آنهایی که به دنبال تضعیف ار تش هستند، میگویند: ما سلاح نمیخواهیم؛ قدرت ما در ضعیف بودن ارتش است؛ لبنان را از صحنههای درگیری دورکنید.
من این حرف شما را تصدیق میکنم، ای مردان ما، ای فرزندان ما، ای افسران ما، ای کسانی که جان خود را بر کف گرفتید و کشتید و کشته شدید. من میگویم: آنهایی که افراد خوب را از ارتش کنار گذاشتند و ارتش را به امور داخلی سرگرم کردند، آنها خیرخواه ارتش نیستند. ارتش برای این است که از ما دفاع کند. اجازه دهید من این حرف را یکبار بزنم، اگر من جان خود را بر کف نگیرم و این حرف را نزنم، هیچکس این مطلب را نخواهد گفت. من میگویم که روز تشییع معروف سعد، با وجود آنکه هزاران فرد مسلح در مراسم حضور داشتند، یک تیر هم شلیک نشد. این محرومان، بیش از هر انسان دیگری به قانون پایبندند. چرا تیراندازی نکردند؟ چون اعتماد وجود داشت. آیا میتوانید همۀ کسانی را که در تشییع حضور داشتند، متهم کنید که از لبنان روی گردان شدهاند؟ شما، ای انحصارطلبان، نخستین کسانی هستید که از لبنان روی گرداندید. شما لبنان را برای شکمبارگی و شهوترانی و افزودن داراییهایتان در سوئیس میخواهید. من هستم که محرومم؛ پسر من است که محروم است؛ محرومان و ماهیگیران در صیدا و صور و طرابلس هستند که این کشور را از آن رو میخواهند که غیر از لبنان جایی را ندارند. شما سوئیس و پاریس را دارید. کاخهای آن کشورها برای شماست. ما جز این سرزمین پاکی که شما آن را آلوده کردهاید، جایی نداریم.
شما را به خدا و مسیح و محمد سوگند میدهم، چه کسی دشمن ارتش است؟ آنهایی که ارتش را در خدمت منافع خود به کار میگیرند یا آنهایی که ارتش را به مرزها اعزام میکنند؟ چه کسی دشمن ارتش است؟ آنهایی که ناگزیر شدند از افراد ارتش بخواهند که از پادگانها بیرون نیایند مگر با لباس غیرنظامی؟... اسرار را فاش کنم؟ تا سه روز افسران لباس نظامی نپوشیدند. چرا میترسید؟ چرا میان مردم و ارتش دشمنی ایجاد کردید؟ معروف سعد دوست ارتش بود و کارهای خود را با ارتش هماهنگ میکرد. چرا او را کشتید؟ تا میان ارتش و مردم
