پیش از او نیز باید از جهاد علمای جبلعامل و، بالأخص، دو شهید اوّل و ثانی یاد کرد. در تحقیقی که اخیراً صورت گرفته آمده است که شهید اوّل برای پیریزی تشکیلاتی مخفی به منظور مقابله با انحرافهای دولت عثمانی تلاش میکرده است.
شواهد تاریخ معاصر بر نقش دین در ایجاد نهضتهای آزادیبخش و حمایت از آنها شمارششدنی نیست و شرح آنها به بیش از یک کتاب نیاز دارد. نمونههای این نهضتها را در همۀ کشورهای عربی مشاهده میکنیم.
آری، تاریخ شواهدی هم در جهت عکس این مطلب دارد. بسا جرایمی که به اسم دین اتفاق افتاده و چه بسیار کاخ ستم که به نام دین پایهگذاری شدهاند. کما اینکه حکمرانان و استعمارگران در اروپا و در شرق بر کسب حمایت و تأیید روحانیان منحرف اصرار داشتند. علت این مسئله، البته، این بود که به حکومت و استعمار خود پوشش و جلوهای دینی بدهند، تا اطاعت مردم سادهاندیش را برایشان تضمین کند. بعضی از حاکمان خود را سایۀ خدا یا ظلالله بر زمین مینامیدند، که معنایش این بود که بندگی آنان، به اصطلاح قرآنی، فریضه و اطاعتشان واجب است و مخالفت با آنان مخالفت با خدا. همچنین، تأیید شدن این حاکمان و نیز حمایت این حاکمان از سودجویان و انواع توجیهاتشان را برای ربا و احتکار مشاهده کردهایم و چهبسیار در برابر ستمگران سکوت کرده و حتی از آنان پشتیبانی کردهاند. تاریخ شواهد بسیاری بر این مطلب دارد.
امّا تشخیص و تمییز میان نقش اساسی آزادیخواهیِ دین و کارهای انحرافی در پوشش دین، نیازی به تحمل مشقت بسیار ندارد، بهخصوص پس از مراجعه به منابع و سرچشمهها و دریافتن رفتار صحیح دین.
تفسیر ما از پدیدۀ پنهان شدن طاغوتها زیر لباس دین و تلاش آنان برای جلب حمایت روحانیانِ منحرفِ دینی این است که خدایان زمینی، که با دین جنگیدهاند و دین نیز با آنها مبارزه کرده است، وقتی که احساس کردند در معرض فروپاشیاند، دریافتند که تأمین حاکمیت و ستمگری و مطامع ایشان در صورتی امکانپذیر است که لباسشان را عوض کنند و لباس دین بپوشند. از همین رو، به سخن گفتن به نام دین و کسب رضای نمایندگان دروغین آن روی آوردند. این سرکشان و ظالمان، قید و بندها و موانعی جدید در مقابل آزادگی انسان قرار دادند. فرد مستضعفی که حرکت دینی را وسیلهای برای رسیدن به آمال و مرهمی بر زخمهایش یافته بود، هنوز گرمای این حرکت دینی را احساس نکرده بود که اوضاع را دگرگون یافت و دریافت که این باطل است که شمشیر حق به دست گرفته است.
وقتی میان منابع و سرچشمههای دین، همچنین، سیرۀ رهبران راستین از یکسو، و جرائمی که در تاریخ به نام دین اتفاق افتاده، از سوی دیگر، مقایسه میکنیم، درمییابیم که فرق بین این دو امر روشن است. امّا ما نیاز به ضمانت داریم تا این گرفتاریها و مصیبتها تکرار نشوند و دوباره از دین سوءاستفاده نشود یا، به تعبیر برخی از افرادِ نگران که من نیز از آنان هستم، نیازمند ضامنی هستیم تا فئودالیسم دینی جانشین فئودالیسم سیاسی نشود. ما نیاز به ضمانت داریم و باید این ضمانت، ضمانتی دینی باشد و این جواب سؤال چهارم است.
