گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 147

معنای برگزاری مراسم سوگواری برای امام حسین‌(ع) این است. سوگواری امام حسین‌(ع)، افراد خوار و ذلیل پرورش نمی‌‌دهد، گریه‌کننده پرورش نمی‌‌دهد. عزای امام حسین‌(ع) انسان‌هایی حسینی پرورش می‌‌دهد، انسان‌هایی که همانند امام حسین‌(ع) سکوت کردن در برابر ستمگر را رد می‌‌کنند. زنانی پرورش می‌‌دهد همچون زینب‌(س) که پیکر برادرش را بلند می‌‌کند و می‌‌گوید: «خدایا این قربانی را از ما بپذیر» آیا این گریه است؟ آیا این بسنده کردن به گریه است؟ این مجالس سوگواری و این مکان همچون مدرسه‌ای که به ما علم می‌‌آموزد، ما را پرورش می‌‌دهد و ایمانمان را تقویت می‌‌کند.

پـدران و نیاکان ما این سـوگواری‌‌هـا را بـا وجـود سـتم‌های تاریخی استعمارگران عثمانی حفظ کرده و به دست ما رسانده‌‌اند. ما باید از آن بهره بگیریم. چگونه؟ آیا صرفاً با نشستن و عزا گرفتن و گذراندن وقت؟ نه، دستاورد عزاداری این نیست. دستاورد عزاداری این است که با قصد مبارزه با ستمگر از اینجا بیرون برویم، خواه این ستمگر اسرائیل و آمریکا و استعمارگران باشند یا نزدیکان و خویشان و حاکمان ما. فرقی نمی‌‌کند. یک سال از سخنان سال گذشتۀ من در همین مکان و به همین مناسبت گذشت. گفتم که صحبت‌ها و برخوردهای ما را بر اهداف خاص و مصالح سیاسی و امور شخصی حمل می‌‌کنند، ولی حقیقت روشن شد: ما جز حق نمی‌‌خواهیم، جز برخورد منصفانه و عادلانه نمی‌‌خواهیم. این عدالتْ برخاسته از ایمان ما به خداوند است، برخاسته از ایمان ما به میهن است، برخاسته از ایمان ما به انسان است.

ما نمی‌‌پذیریم که خاک کشورمان بی‌‌دفـاع بمانـد. دولت باید موضع خود را اعلام کند و بگوید که آیا دفاع می‌‌کند یا نمی‌‌کند؟ یا اینکه می‌‌خواهد عقب‌‌نشینی کند؟ وقت سهل‌‌انگاری و بی‌‌اعتنایی به امور و خلط کردن مسائل و گمراه کردن مردم نیست. کسی که نمی‌‌تواند لبنان را حفظ کند باید در خانۀ خود بنشیند وگرنه میهن و ملت و تاریخ و وجدان و نسل‌‌های آینده تا ابد او را لعنت خواهند کرد.

آنـان که دست‌بسته در برابر اوضـاع ملـی مـی‌‌ایسـتند باید یا مسئولیت کار خود را بپذیرند و یا اقدامی کنند. خواستۀ ما این است. ما نمی‌‌خواهیم در جنوب یا هر منطقۀ دیگری هزینۀ معادلات سیاسی و توهمات تئوریک و تخیلات سفسطه‌‌آمیزی را بپردازیم که هر روز در برخی روزنامه‌‌ها می‌‌خوانیم. ما نمی‌‌توانیم هزینۀ این‌ها را بپردازیم. ما در جنوب داریم می‌‌میریم، خانه‌‌هایمان ویران می‌‌شود، کرامتمان پایمال می‌‌گردد و رزق و روزی‌‌مان بر باد می‌‌رود. به مشکل ما بی‌‌اعتنایی می‌‌شود. ما مدتی به امید اقدامی، اراده‌‌ای، تحرکی صبر کردیم. امّا دیگر به چه امیدی؟ چه کسی از ما دفاع می‌‌کند؟ چه کسی در برابر دشمن می‌‌ایستد؟ چه کسی به این مسئله فکر می‌‌کند؟

آیا منتظریم آمریکا یا فرانسه یا شوروی از ما دفاع کنند؟ آیا از دولت‌های عربی انتظار داریم از ما دفاع کنند؟ همۀ آنان از ما دفاع خواهند کرد اگر ما خود دفاع کنیم. نخستین گلوله‌‌ای که از تفنگ ارتش ما، از توپخانۀ ارتش ما، از مسلسل جوانان ما، انقلابیون ما، مقاومت ما شلیک شود، همۀ معادلات را دگرگون می‌‌کند. رابطۀ مقامات دولتی با مردم تغییر می‌‌کند. رابطۀ آنان با اعراب متحول می‌‌شود. رابطۀ آنان با مقاومت فلسطین دگرگون می‌‌شود. رابطۀ آنان با دنیا تغییر می‌‌کند. دیگر در سازمان ملل نمی‌‌گویند جنوب لبنان سرزمینی متروک است و کسی از آن حمایت