گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 142

سود و منفعت را تشدید می‌‌کند. برخورد میان منافع و جنگ در همۀ زمینه‌‌ها امری دایمی است و این مسئله به فروپاشی تمدن آنان می‌‌انجامد. ولی آنان می‌‌خواهند سقوط تمدن خود را توجیه کنند و چنین نشان دهند که این اعراب هستند که با افزایش قیمت نفت، تمدنشان را به خطر انداخته‌‌اند با اینکه می‌‌دانیم اعراب قیمت نفت را بالا نبرده‌‌اند بلکه صادرات نفت به دشمنان خود و دوستان اسرائیل را متوقف کرده‌‌اند. ولی آنان می‌‌خواهند بر این توجیه خود تأکید کنند و این نشانگر آن است که آنان در حال توطئه‌‌چینی بر ضد این امت هستند، و نمی‌‌دانیم چه زمانی ما را با آن غافلگیر می‌‌کنند.

درنزدیکی ما، اسرائیل بـه حیله‌‌گـری و دشـمنی و توطئـه‌‌های خود ادامه می‌‌دهد. من دیروز در کفرشوبا بودم. صحنه‌‌هایی دیدم که دل انسان را به درد می‌‌آورد. دیدم ده‌ها و بلکه صدها نفر از کوچک و بزرگ اثاثیۀ خانۀ خود را حمل می‌‌کنند. به یاد سال 48 افتادم: هنگامی‌که فلسطینیان درب خانه‌‌های خود را قفل کردند و کلید آن را در جیب‌‌شان گذاشتند و به لبنان آمدند. به این امید که روزی بازگردند. آنان بر این باور بودند که وعده‌‌ها و قول‌‌ها آنان را به سرزمین‌‌شان بازمی‌‌گرداند و ستمگران جهانی رسوا خواهند شد و دنیا در کنار آنان خواهد ایستاد تا آنان را به کشورشان برگرداند. آنان خیلی صبر کردند، خیلی درخواست کمک کردند، خیلی فکر کردند و سال‌ها گذشت تا اینکه مطمئن شدند دنیا آنان را فراموش کرده است. دنیا دنیای درندگان است؛ دنیای گرگ‌‌هاست نه دنیای شرافتمندانی که حق را یاری می‌‌کنند و در کنار حق می‌‌ایستند. از این جهت بود که آنان مجبور شدند اسلحه به دست بگیرند، تفنگ به دست بگیرند. و طی چند سال با جهاد و قهرمانی خود چهرۀ دنیا را دگرگون کردند، چهرۀ فلسطین و منطقه را دگرگون کردند و در چند جبهۀ محلی و جهانی پیروز شدند.

به یاد آن روزها افتادم و غمگین شدم. آیا ما نیز همین‌‌ سال‌ها را پیش رو خواهیم داشت؟ آیا پس از کفرشوبا نوبت کفرحمام و هباریه و دیر میماس و حاصبیا و راشیا‌الفخار است و پس از آن‌ها نوبت مرجعیون و غیر آن می‌‌رسد و، به همین ترتیب، از روستایی به روستای دیگر کوچ می‌‌کنیم و در برابر دشمن تسلیم می‌‌شویم و در انتظار سال‌های آینده می‌‌نشینیم و کمک می‌‌خواهیم و منتظر می‌‌مانیم و باز کمک می‌‌خواهیم و بعد مجبور می‌‌شویم خود تفنگ به دست بگیریم؟ به یاد آوردم که ما در تاریخ خود، میراثی سترگ داریم: حماسۀ امام حسین‌(ع). پس با خود گفتم: نه، هرگز چنین نخواهد شد. ما حسینی هستیم. معنای عزاداری‌‌های ما برای امام حسین(ع) و معنای اینکه ما هر سال به یاد امام حسین‌(ع) هستیم و معنای اینکه همیشه می‌‌گوییم: «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکَ فَنَفُوزُ فَوزاً عَظیماً» (کاش ما همراه تو بودیم تا به رستگاری بزرگ می‌‌رسیدیم) این است که ما امام حسین‌(ع) را در میان خود می‌‌یابیم. از خود پرسیدم: اگر امام حسین‌(ع) این روزها در میان ما بود چه می‌‌کرد؟ آیا صبر می‌‌کرد تا برادران و همسایگانش در سرما و با گرسنگی و خواری کوچ کنند؟ اگر این‌طور است چگونه این حدیث پیامبر(ص) را تفسیر کنیم که ما آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ مَن باتَ شَبعاناً وَ جارُهُ جائِعٌ.[19] (هرکس شب با شکم سیر بخوابد در حالی که همسایه‌‌اش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.) هرکس سالم باشد و همسایه‌‌اش بیمار،

[19]. همان، ج74، ص191.