گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 140

ولى چه کنم که چشم‌ها پراشک و سینه‏ها سوزان است.) سپس می‌گوید: أمِنَ العَدلِ یا ابنَ الطُلقاءِ تَخدیرُکَ حَرائِرَکَ وَ إمائَکَ وَ سَوقُکَ بَناتِ رَسولِ اللهِ سَبایا.[18] (ای پسر آزادشدگان، آیا عدالت است که زنان و کنیزان خود را در سراپرده‌‌ها نشانده‌‌ای و دختران رسول‌خدا را به اسیری می‌‌چرخانی؟)

زینب(س) با این سخنان خـود یزید را بـا همـۀ ابزارهایی کـه در اختیار دارد، با همۀ قدرت و ارتباطی که دارد، با همۀ تبلیغات و ثروت و نفوذ و قدرتی که دارد، کاملاً محکوم می‌‌کند و پیروزمندانه از نزد او بیرون می‌‌آید و در این عرصه رسالت حسین‌(ع) را تکمیل می‌‌کند. زینب(س) تصویر جنگ را از دل بیابان و از وسط شن و ماسه به پایتخت‌‌های جهان اسلام منتقل می‌‌کند. او در کوفه و موصل و نسیبین و حمص و حماه و حلب و بعلبک و شام سخنرانی می‌‌کند. ابن‌شهرآشوب مسیر کاروان را از معبرهایی که در این شهرها ساخته شده، کشف کرده است، زیرا آنان وقتی اهل‌بیت و سر امام حسین‌(ع) و اصحاب ایشان را به شهرها می‌‌بردند، قصدشان این بود که مردم را بترسانند و در دل آنان وحشت ایجاد کنند و پیروزی خود را به رخ آنان بکشند. می‌‌گفتند: آشوبگر پسر آشوبگر کشته شد. مردم با شادی فراوان جشن می‌‌گرفتند و به استقبال سرهای شهیدان و اهل‌بیت رسول‌خدا می‌‌رفتند. پس از آن کنجکاو می‌‌شدند و می‌‌پرسیدند که این آشوبگران کیستند که خداوند خلیفۀ خود را بر آنان پیروز گردانیده است؟ وقتی سؤال‌ها فراوان می‌‌شد، زینب(س) صحبت آغاز می‌‌کرد و به روشنگری می‌‌‌‌پرداخت و می‌‌گفت: این اس یران اهل‌بیت محمد(ص) هستند و علت کشته و اسیر شدن آنان را توضیح می‌‌داد و، بدین‌ترتیب، در دل کسانی که از یاری حسین(ع) فروگذار کرده بودند، پشیمانی می‌‌انداخت، چراکه هرکس در برابر [پایمال شدن] حق ساکت بماند، شیطانی لال است. کسانی که کشته‌شدن حسین(ع) را جشن گرفته بودند و خیابان‌ها را در استقبال از کاروان اسیران اهل‌بیت رسول‌خدا آذین بسته بودند، سخت پشیمان می‌‌شدند و گریه و توبه می‌‌کردند و در محلی که سر حسین‌بن‌علی‌(ع) گذاشته شده بود، مسجد می‌‌ساختند. ابن‌شهرآشوب از زنجیرۀ این مسجدها مسیر کاروان اسرا را دریافته است؛ همان مسیری که خدمت شما عرض کردم: کوفه و موصل و نسیبین (که اکنون در ترکیه است) و پس از آن در خاک سوریه: حمص و حماه و حلب، و پس از آن بعلبک و در پایان شام. مسیری از میان شهرهای مهم. زینب و اهل‌بیت از این فرصت استفاده کردند و حادثۀ کربلا را آن‌گونه که بود به مراکز جهان اسلام رساندند و پرده‌‌ها را کنار زدند و ستم و جنایت را آشکار ساختند و یزید را وادار به توبه و یا اظهار توبه کردند.

پس از آن بود که انقلاب‌‌های دنیای اسلام یکی پس از دیگری شکل گرفت تا اینکه به انقلاب بنی‌‌عباس رسید که شعار «یا لثارات الحسین» سر داد.

زن در میدان کربلا نقش مرد را کامل می‌‌کنـد و جهاد او را به اتمام می‌‌رساند. برای آنکه زن بتواند این رسالت را به دوش بگیرد و برای تحمل سنگینی آن آماده شود، باید او را پرورش داد. ما نمی‌‌توانیم با زن آن‌گونه که برخی از مردم برخورد می‌‌کنند، مواجه شویم. فی‌المثل نباید پس از زایمان، اگر کودک دختر بود، همۀ خانه را ناراحتی فرا بگیرد؛ نباید زن را در خانه خوار و ذلیل کرد؛ نباید برادر را بر خواهران مسلط کرد؛ نباید روحیۀ زن را تضعیف کرد. بسیاری

[18]. همان، ص134.