است. تصور نمیکنم که انسان بتواند در تاریخ موضعی روشنتر از موضعی که باید در قبال اسرائیل اتخاذ شود، پیدا کند و شاید کسانی که آرزوی شهادت در راه خدا را دارند، نتوانند موقعیتی شرافتمندانهتر از این موقعیت پیدا کنند. از این رو من، چه در لبنان و چه در هرجای دیگر ازجمله کرانۀ باختری، وظیفۀ خود میدانم که هرآنچه دارم و ازجمله جانم را در راه مبارزه با اسرائیل فدا کنم و تأکید میکنم که این مبارزه حتی برای یهودیان نیز خدمتی بزرگ است، چراکه صهیونیسم و حکومت نژادپرست صهیونیستی، بزرگترین خطر و شدیدترین زیان برای آنان به شمار میآید.
جناب امام، اگر، خدای ناکرده، اسرائیل جنگ گسترده ای بر ضد لبنان برای اشغال برخی مناطق آن آغاز کند، چه خواهید کرد؟
بدون تردید و بدون درنگ تبدیل به چریک فدایی میشوم. سالها پیش به برادران و فرماندهان فلسطینی گفتهام که شما از طرف ما و از طرف خودتان ایفای وظیفه میکنید. اگر شما نبودید، بر ما واجب بود که اقدام کنیم.
شما با لباس روحانیت تبدیل به چریک می شدید؟!
اگر قرار باشد لباس روحانیت من مانع از فعالیت چریکی برای دفاع از میهن باشد، فوراً آن را کنار خواهم گذاشت.
در اینجا امام از من خواست چند عکس یادگاری با او بگیرم. وقتی بلند شدم به شوخی گفت:
قد تو چقدر است؟
192 سانتی متر.
قد من هم 192 سانتی متر است.
دوباره نشستیم. پرسیدم: جناب امام! شما به عنوان یک انسان چگونه زندگی می کنید؟
متأسفانه باید بگویم من تقریباً زندگی خصوصی ندارم. گفتم متأسفانه، چون من با این کار خود به همسر و چهار فرزندم و خانوادهام ستم میکنم. کنار آمدن آنها با این وضع تا حدی از عذاب وجدانم میکاهد.
سرگرمی های شما چیست؟
نمیتوانم بگویم سرگرمی خاصی دارم. ورزش و بهخصوص فوتبال برایم جذاب است و تماشای تابلوهای [نقاشی] رنگ روغن را نیز دوست دارم.
هر روز چند نخ سیگار می کشید؟
گاهی نمیکشم، گاهی نیز زیاد میکشم. ولی در کل، من قلیان دوست دارم.
از چه چیزی بیشتر می ترسید؟
من از هیچ انسانی نمیترسم، ولی از خداوند سبحان بسیار میترسم. از کوتاهی در ایفای وظایفم نیز میترسم.
در زندگی خود چند بار گریه کرده اید؟
(پس از کمی تأمل) من زیاد گریه میکنم. گریه برای من چیز نادری نیست.
شما چه زمانی روحانی شدید؟
پدرم عالم بزرگی بود. اجدادم نیز همینطور. من در محیطی دینی بزرگ شدم.
