گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 127

و بدون هیچ‌ گونه اثاثیه؛ نه فرش، نه صندلی، نه کمد، نه پرده؟!

-بله آقا اینجا هستند، وارد شوید.

به یکی از اتاق ها رفتیم. تختی ساده (مانند آنچه در خانۀ چریک ها هست) و فقط دو صندلی وجود داشت. دیدیم امام روی تخت نشسته و در حال نوشتن است. از جا برخاست و با مهربانی و خوش اخلاقی تمام به استقبالمان آمد و خوشامد گفت.

دومین غافل گیری، چهره و قامت امام صدر بود: 192سانتی متر قد؛ چشمانی سبز؛ چهره ای سفید، ریش بور با تارهایی سفید، موی مشکی با ابهت، خوش رو، خجالتی. برای نخستین بار در زندگی ام بود که امام صدر را در برابر خود می دیدم. هیچ کس باور نمی کند امام صدر انقلابی که انقلاب فقیران و ستم‌ دیدگان را رهبری می کند، از جذاب ترین و با هیبت ترین انسان ها باشد. وقتی با او می نشینی، خیال می کنی با یکی از بزرگ ترین فیلسوفان دنیا صحبت می کنی. وقتی سخن می گوید، صدایی آرام و خوش آهنگ دارد. هیچ کلمه ای بر زبان نمی آورد جز آنکه اوّل به الفاظ و معانی آن می اندیشد.

در طول سه ساعت، امام صدر با نهایت دقت به سؤالاتم پاسخ می داد. پاسخ های خود را در قالب فلسفی زیبایی قرار می داد که نشانۀ قدرت فکری و منطق صحیح اوست.

ابتدا او پرسیدن را آغاز کرد: چه خبر از کویت؟ هوا آنجا چطور است؟ شما اهل چه شهری هستی؟ وقتی گفتم اهل فلسطین و متولد یافا هستم، با هیجان زیاد خندید و گفت: آیا یافا را می شناسی؟ گفتم: از کجا آن را بشناسم، امام؟ یافاست که مرا می شناسد، چون در آن متولد شدم، ولی من چیزی از آن به یاد ندارم.

چشمانش را به زمین دوخت و با تأثر و ناراحتی فراوان گفت: بازخواهی گشت پسرم؛ بازخواهی گشت.... سؤال هایت را مطرح کن.

پرسش و پاسخ آغاز شد و این مصاحبه شکل گرفت:

جناب امام، ابتدا و پیش از هرچیز، چرا شما اینجا در این آپارتمان خالی از اثاثیه هستید؟

اینجا خانۀ یکی از دوستان است که وقتی مشغله‌ها و کارهایم زیاد می‌شود و ایفای تعهداتی که از من انتظار می‌رود، از توانم فراتر می‌رود، به این اتاق می‌آیم تا کارها و نامه‌نگاری‌ها و دیگر وظایفی را که بر عهده دارم، انجام بدهم، چون وقتی در دفترم هستم، امکان انجام دادن این کارها وجود ندارد. دفتر من به روی همه باز است و شبانه‌روز مردم به آن مراجعه می‌کنند.

جناب امام، شما متولد چه سالی هستید؟

1928.

چرا شما انقلابی هستید؟

تصّور می‌کنم پیش از آنکه مستقیماً پاسخ این سؤال را بدهم، باید کمی دربارۀ انگیزه‌ها و ابعاد این جنبش صحبت کنیم؛ جنبش ما که جنبش محرومان نامیده می‌شود... نخست، همان‌طور که می‌دانید، من روحانی و فردی متعهد هستم و ایمان به خداوند اساس تعهد دینی انسان است. ایمان صفتی انتزاعی در انسان و جدا از فعالیت‌های زندگی او نیست. مفهوم درست ایمان دو بعد دارد: بعد اوّل مربوط به خدا و آسمان و غیب است که جایگاه انسان در هستی را تعیین می‌کند و برای انسان، اراده و امید