گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 121

آگاهانه برای جنبش است. البته جنبش دانشجویی، تاکنون جبهۀ دانشجویی تشکیل نداده تا در قالب یک تشکّل از این جنبش حمایت کند، ولی منتظر جوانان هستیم تا چنین جبهه‌ای را تشکیل دهند و این تشکّل را سازمان‌دهی کنند و این بعد از جنبش مایۀ افتخار من است.

افزون بر آن، من با صنف کارگران نیز در تماس هستم تا به صف جنبش بپیوندند. ما از رهگذر بعد عرضی این جنبش، با کارگران که بخشی بزرگ و تلاشگر از محرومان را تشکیل می‌دهند، همکاری خواهیم کرد. درمورد همکارانمان، یعنی علما و روحانیان نیز که این همکاری جای خود را دارد. درمورد دیگر گروه‌های محترم لبنانی که خیرخواه هستند و به لبنان چشم امید دارند نیز همین طور.

سومین بُعد جنبش یعنی بعد طولی، آن است که این جنبش به کجا خواهد رسید. فکر می‌کنم با روشن شدن اسباب و انگیزه‌های جنبش، یعنی بعد عمقی و طرف‌داران جنبش یعنی بعد عرضی، باید روشن کنیم که هدف ما برطرف کردن محرومیت است. محرومیت نقطۀ مقابل حق است. تا زمانی که محرومیت وجود داشته باشد ما نیز به حرکت خود ادامه می‌دهیم. با چه ابزاری؟ ابزار مهم نیست. ابزار، ابزار است و کمال ابزار در این است که ابزار بودن خود را حفظ کند. بنابراین، راه رسیدن به حق و از بین رفتن محرومیت این است که اسباب و ابزارهای آن فراهم باشد. ما سخنرانی کردیم، اجتماعات برگزار کردیم، مطالبات خود را مطرح کردیم و وقتی دیدیم این کارها سودی ندارد و دریافتیم که در دوره‌ای خاص و برای گروه معینی از مردم، حق را تنها با زور باید گرفت، از این رو شیوه‌ای را در پیش گرفتیم که دل‌هایمان به آن رضایت نمی‌داد، یعنی برگزاری تظاهرات و اجتماعات اعتراض‌آمیز و مانند آن، ولی ابزار، ابزار است. وقتی انسان نمی‌تواند با ابزارهای دموکراتیک و درخواست و پژوهش و ابزارهای آرام به هدف برسد، نوبت به ابزارهای غیردموکراتیک و غیرمسالمت‌آمیز می‌رسد. طبیعتاً ما از هر فرصت و هر ابزاری که به ما د ر محرومیت‌زدایی کمک کند، استفاده خواهیم کرد، هرچند به صورت جزئی.

من با تجربه‌ای که دارم، مطمئنم که تنها کار و تلاش است که همۀ انسان‌ها و همۀ اعراب و همۀ لبنانیان را گرد هم ‌می‌آورد. تنها کار و تلاش است که چنین نتیجه‌ای دارد. بنابراین، کار و تلاش مستقیم می‌تواند ضامن موفقیت جنبش باشد.

دو نمونۀ بسیار ساده و جزئی ذکر می‌کنم: وقتی فعالیت خود را در لبنان آغاز کردم، در شهر صور روحانی صور بودم و در مسجد صور و باشگاه فرهنگی امام صادق(ع) و مؤسسه فعالیت می‌کردم. در اوج شعارها و فعالیت‌های علما و مؤسسات گوناگون این شهر، دریافتم که در صور، 150 نفر گدا وجود دارد. کسی که گدایی می‌کند، کرامتش بر باد می‌رود و محیط خانواده‌اش برای منحرف شدن کودکانش آماده است. گذشته از آن، گدا کرامت کشور را نیز خدشه‌دار می‌کند. من خودم عکاسانی را دیدم که از این صحنه‌ها برای مجله‌های خارجی عکس می‌گرفتند. در یک مجلۀ خارجی نیز گزارشی ناراحت‌کننده و توهین‌آمیز دربارۀ پدیدۀ گدایی در لبنان خواندم.

این پدیده باید از بین می‌رفت. اندکی دربارۀ آن اندیشیدم و به‌آسانی توانستم آن را از بین ببرم. قرار گذاشتیم وضع این گدایان را بررسی کنیم و هزینه‌های زندگی آنان را تأمین کنیم و فرصت تحصیل در مدرسه‌های رایگان و با کتاب‌های